camouflaged

[ایالات متحده]/kæmˈʌf.lɑːdʒd/
[بریتانیا]/kam-ə-fleɪjd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با ترکیب آن با محیط اطراف پنهان کردن یا مخفی کردن.
adj. پنهان یا مخفی شده برای ترکیب با محیط اطراف.

عبارات و ترکیب‌ها

camouflaged animal

حیوان استتار شده

camouflaged soldier

سرباز استتار شده

camouflaged vehicle

وسایل نقلیه استتار شده

camouflaged pattern

الگوی استتار

camouflaged object

شیء استتار شده

camouflaged clothing

لباس استتار

camouflaged design

طراحی استتار

camouflaged figure

شخصیت استتار شده

camouflaged equipment

تجهیزات استتار

camouflaged area

منطقه استتار شده

جملات نمونه

the soldier was camouflaged in the dense forest.

سرباز در جنگل انبوه به خوبی استتار شده بود.

the chameleon is known for its ability to be camouflaged.

تمیمه به توانایی خود در استتار معروف است.

the artist camouflaged the sculpture with natural materials.

هنرمند مجسمه را با استفاده از مواد طبیعی استتار کرد.

the troops camouflaged their vehicles to avoid detection.

نیروها وسایل نقلیه خود را برای جلوگیری از شناسایی استتار کردند.

the predator is well-camouflaged in its environment.

درنده به خوبی در محیط خود استتار شده است.

she wore a camouflaged outfit for the hunting trip.

او برای سفر شکار لباس استتار پوشیده بود.

the insects were camouflaged among the leaves.

حشرات در میان برگ ها استتار شده بودند.

the design of the building was camouflaged to blend in with the landscape.

طراحی ساختمان به گونه ای استتار شده بود که با منظره ترکیب شود.

he camouflaged his emotions during the meeting.

او احساسات خود را در طول جلسه پنهان کرد.

the spy was expertly camouflaged in the crowd.

جاسوس به طور ماهرانه در میان جمعیت استتار شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید