disguises

[ایالات متحده]/dɪsˈɡaɪzɪz/
[بریتانیا]/dɪsˈɡaɪzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پنهان کردن هویت یا ظاهر شخص
v. تغییر دادن ظاهر یا هویت شخص

عبارات و ترکیب‌ها

wears disguises

استفاده از لباس مبدل

hides in disguises

پنهان شدن در لباس مبدل

uses disguises

استفاده از لباس مبدل

finds disguises

پیدا کردن لباس مبدل

makes disguises

ساختن لباس مبدل

creates disguises

ایجاد لباس مبدل

sees disguises

دیدن لباس مبدل

changes disguises

تغییر لباس مبدل

chooses disguises

انتخاب لباس مبدل

detects disguises

تشخیص لباس مبدل

جملات نمونه

she often uses disguises to avoid being recognized.

او اغلب از زره پوش ها برای جلوگیری از شناسایی استفاده می کند.

the spy wore various disguises during his mission.

جاسوس در طول ماموریت خود لباس های مختلف به تن کرد.

in the play, the actor uses disguises to portray different characters.

در نمایش، بازیگر از زره پوش ها برای به تصویر کشیدن شخصیت های مختلف استفاده می کند.

disguises can be very effective in tricking people.

زره پوش ها می توانند در فریب دادن مردم بسیار موثر باشند.

he put on several disguises to blend in with the crowd.

او برای هماهنگی با جمعیت، چندین زره پوش به تن کرد.

she created elaborate disguises for the halloween party.

او زره پوش های پیچیده ای برای مهمانی هالووین درست کرد.

they used disguises to sneak into the event unnoticed.

آنها از زره پوش ها برای ورود نامحسوس به رویداد استفاده کردند.

his disguises were so convincing that no one recognized him.

زره پوش های او به قدری قانع کننده بودند که کسی او را نشناخت.

disguises are essential for undercover operations.

زره پوش ها برای عملیات مخفیانه ضروری هستند.

she enjoys creating disguises for her magic tricks.

او از درست کردن زره پوش برای شعبده بازی هایش لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید