disharmonize

[ایالات متحده]/dɪsˈhɑːmənaɪz/
[بریتانیا]/dɪsˈhɑːrmənaɪz/

ترجمه

vt. چیزها را هماهنگ نساختن؛ به هم زدن هماهنگی

عبارات و ترکیب‌ها

disharmonize relationships

عدم هماهنگی روابط

disharmonize opinions

عدم هماهنگی نظرات

disharmonize sounds

عدم هماهنگی صداها

disharmonize efforts

عدم هماهنگی تلاش‌ها

disharmonize beliefs

عدم هماهنگی باورها

disharmonize actions

عدم هماهنگی اقدامات

disharmonize cultures

عدم هماهنگی فرهنگ‌ها

disharmonize interests

عدم هماهنگی منافع

disharmonize environments

عدم هماهنگی محیط‌ها

disharmonize views

عدم هماهنگی دیدگاه‌ها

جملات نمونه

his actions tend to disharmonize the group.

اقدامات او تمایل به ایجاد نارنجاری در گروه دارد.

we must avoid anything that might disharmonize our relationship.

ما باید از هر چیزی که ممکن است رابطه ما را نارنجانی کند، اجتناب کنیم.

different opinions can sometimes disharmonize a discussion.

دیدگاه‌های مختلف گاهی اوقات می‌توانند بحث را نارنجانی کنند.

the loud music seemed to disharmonize the peaceful atmosphere.

موسیقی بلند به نظر می‌رسید که فضای آرام را نارنجانی می‌کند.

his criticism disharmonized the previously smooth collaboration.

انتقاد او همکاری روان قبلی را نارنجانی کرد.

we need to address issues that disharmonize our community.

ما باید به مسائلی رسیدگی کنیم که باعث نارنجانی در جامعه ما می‌شوند.

her comments disharmonized the otherwise friendly gathering.

اظهارات او گردهمایی دوستانه را نارنجانی کرد.

efforts to disharmonize the negotiations were evident.

تلاش‌ها برای ایجاد نارنجانی در مذاکرات آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید