dishearteningly

[ایالات متحده]/dɪsˈhɑːtənɪŋli/
[بریتانیا]/dɪsˈhɑrtənɪŋli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که باعث از دست رفتن اعتماد به نفس یا اشتیاق شود

عبارات و ترکیب‌ها

dishearteningly low

بسیار ناامیدکننده

dishearteningly difficult

بسیار دشوار

dishearteningly slow

بسیار کند

dishearteningly poor

بسیار ضعیف

dishearteningly few

بسیار کم

dishearteningly negative

بسیار منفی

dishearteningly vague

بسیار مبهم

dishearteningly common

بسیار رایج

dishearteningly familiar

بسیار آشنا

dishearteningly repetitive

بسیار تکراری

جملات نمونه

dishearteningly, the project did not meet its deadline.

متاسفانه، پروژه نتوانست مهلت مقرر را رعایت کند.

she dishearteningly realized that her efforts were in vain.

او ناامیدانه متوجه شد که تلاش هایش بی حاصل بوده است.

dishearteningly, the team lost the final match.

متاسفانه، تیم در بازی نهایی شکست خورد.

he dishearteningly accepted the rejection letter.

او با ناراحتی نامه رد را پذیرفت.

dishearteningly, the funding was cut unexpectedly.

متاسفانه، بودجه به طور غیرمنتظره ای کاهش یافت.

she dishearteningly watched her plans fall apart.

او با ناراحتی دید که برنامه هایش از هم پاشید.

dishearteningly, the results were not what they hoped for.

متاسفانه، نتایج آن چیزی نبود که آنها انتظار داشتند.

he dishearteningly acknowledged his mistakes.

او با ناراحتی اشتباهات خود را پذیرفت.

dishearteningly, the weather ruined their outdoor event.

متاسفانه، آب و هوا رویداد فضای باز آنها را خراب کرد.

she dishearteningly found out that her friend had betrayed her.

او با ناراحتی متوجه شد که دوستش او را فریب داده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید