discouraging

[ایالات متحده]/dɪsˈkʌrɪdʒɪŋ/
[بریتانیا]/dɪsˈkɜːrɪdʒɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایجاد احساس ناامیدی یا ناامیدی، بازدارنده.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdiscouraging

جملات نمونه

the most discouraging -ities

ناامید کننده ترین -ها

It’s discouraging that so many students have failed.

اینکه بسیاری از دانش آموزان مردود شده اند، ناامید کننده است.

sumptuary laws discouraging construction of large houses on small plots of land.

قوانین مجلل که ساخت خانه‌های بزرگ در زمین‌های کوچک را منع می‌کنند.

The discouraging news dampened their spirits.

اخبار ناامید کننده، روحیه آنها را کم کرد.

Her discouraging remarks made him doubt himself.

اظهارات ناامید کننده او باعث شد او خودش را زیر سوال ببرد.

The discouraging feedback from the teacher affected her confidence.

بازخورد ناامید کننده از معلم، اعتماد به نفس او را تحت تاثیر قرار داد.

The discouraging weather forecast ruined their plans for a picnic.

پیش بینی آب و هوای ناامید کننده، برنامه آنها برای پیک نیک را خراب کرد.

His discouraging attitude towards the project demotivated the team.

نگاه ناامید کننده او به پروژه، تیم را دلسرد کرد.

The discouraging results of the experiment were disappointing.

نتایج ناامید کننده آزمایش، ناامید کننده بودند.

The discouraging economic situation led to layoffs in the company.

وضعیت اقتصادی ناامید کننده منجر به تعدیل نیرو در شرکت شد.

Receiving discouraging feedback can be disheartening.

دریافت بازخورد ناامید کننده می تواند دلخراش باشد.

His discouraging words crushed her dreams.

کلمات ناامید کننده او، رویاهای او را در هم شکست.

The discouraging lack of progress frustrated the team members.

نبودن پیشرفت ناامید کننده، اعضای تیم را ناامید کرد.

نمونه‌های واقعی

His response to my proposal was discouraging.

پاسخ او به پیشنهاد من ناامیدکننده بود.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

If you saw that in me, why didn't you discourage it?

اگر آن را در من دیدید، چرا آن را منصرف نکردید؟

منبع: Modern Family - Season 03

The problem is that the mere presence of jargon sends a discouraging message to readers.

مشکل این است که حضور صرف وجود اصطلاحات تخصصی، پیام ناامیدکننده ای به خوانندگان می رساند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Another reason he gives is that sitting down might also discourage people from singing.

یکی دیگر از دلایلی که او می گوید این است که نشستن ممکن است باعث شود مردم از آواز خواندن منصرف شوند.

منبع: 6 Minute English

It distorts markets, discourages investors, and stunts economic growth.

این بازارها را تحریف می کند، سرمایه گذاران را منصرف می کند و رشد اقتصادی را کند می کند.

منبع: VOA Daily Standard December 2017 Collection

The goal, to discourage day tourists during those crazy times.

هدف، منصرف کردن گردشگران روزانه در آن زمان های دیوانه کننده.

منبع: CNN 10 Student English September 2023 Collection

Even though that was discouraging, it didn't stop me.

با وجود اینکه این ناامیدکننده بود، از من بازنگهشت.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2015 Collection

However, that hasn't discouraged many from experimenting, especially young people.

با این حال، این باعث نشده است که بسیاری از افراد از انجام آزمایشات منصرف شوند، به خصوص جوانان.

منبع: 6 Minute English

I'm not trying to be rude or discouraging to anyone.

من قصد ندارم نسبت به کسی بی ادب یا ناامیدکننده باشم.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

The church has tried to discourage the ritual.

کلیسا سعی کرده است این آیین را منصرف کند.

منبع: PBS English News

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید