demeans

[ایالات متحده]/dɪˈmiːnz/
[بریتانیا]/dɪˈmiːnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به درجه یا مقام پایین‌تر آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

demeans others

تحقیر دیگران

demeans oneself

تحقیر خود

demeans women

تحقیر زنان

demeans men

تحقیر مردان

demeans society

تحقیر جامعه

demeans character

تحقیر شخصیت

demeans dignity

تحقیر منزلت

demeans reputation

تحقیر شهرت

demeans achievements

تحقیر دستاوردها

demeans intellect

تحقیر هوش

جملات نمونه

his comments demean women in the workplace.

اظهارات او باعث بی‌احترامی به زنان در محیط کار می‌شود.

she felt that the joke demeaned her intelligence.

او احساس کرد که آن شوخی باعث بی‌احترامی به هوش او شد.

using derogatory terms demeans individuals.

استفاده از اصطلاحات تحقیرآمیز باعث بی‌ارزش شدن افراد می‌شود.

criticizing someone publicly can demean their reputation.

انتقاد علنی از کسی می‌تواند باعث بی‌احترامی به شهرت او شود.

his actions demean the entire team.

رفتار او باعث بی‌احترامی به کل تیم می‌شود.

she believes that such behavior demeans the profession.

او معتقد است که چنین رفتاری باعث بی‌احترامی به شغل می‌شود.

it is wrong to demean others for their choices.

بی‌احترامی به دیگران به دلیل انتخاب‌هایشان اشتباه است.

words that demean can have lasting effects.

کلماتی که باعث بی‌احترامی می‌شوند می‌توانند اثرات ماندگاری داشته باشند.

he tried to demean her achievements.

او سعی کرد دستاورد‌های او را بی‌ارزش جلوه دهد.

such comments only serve to demean the speaker.

چنین نظراتی فقط باعث بی‌احترامی به گوینده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید