demeans others
تحقیر دیگران
demeans oneself
تحقیر خود
demeans women
تحقیر زنان
demeans men
تحقیر مردان
demeans society
تحقیر جامعه
demeans character
تحقیر شخصیت
demeans dignity
تحقیر منزلت
demeans reputation
تحقیر شهرت
demeans achievements
تحقیر دستاوردها
demeans intellect
تحقیر هوش
his comments demean women in the workplace.
اظهارات او باعث بیاحترامی به زنان در محیط کار میشود.
she felt that the joke demeaned her intelligence.
او احساس کرد که آن شوخی باعث بیاحترامی به هوش او شد.
using derogatory terms demeans individuals.
استفاده از اصطلاحات تحقیرآمیز باعث بیارزش شدن افراد میشود.
criticizing someone publicly can demean their reputation.
انتقاد علنی از کسی میتواند باعث بیاحترامی به شهرت او شود.
his actions demean the entire team.
رفتار او باعث بیاحترامی به کل تیم میشود.
she believes that such behavior demeans the profession.
او معتقد است که چنین رفتاری باعث بیاحترامی به شغل میشود.
it is wrong to demean others for their choices.
بیاحترامی به دیگران به دلیل انتخابهایشان اشتباه است.
words that demean can have lasting effects.
کلماتی که باعث بیاحترامی میشوند میتوانند اثرات ماندگاری داشته باشند.
he tried to demean her achievements.
او سعی کرد دستاوردهای او را بیارزش جلوه دهد.
such comments only serve to demean the speaker.
چنین نظراتی فقط باعث بیاحترامی به گوینده میشود.
demeans others
تحقیر دیگران
demeans oneself
تحقیر خود
demeans women
تحقیر زنان
demeans men
تحقیر مردان
demeans society
تحقیر جامعه
demeans character
تحقیر شخصیت
demeans dignity
تحقیر منزلت
demeans reputation
تحقیر شهرت
demeans achievements
تحقیر دستاوردها
demeans intellect
تحقیر هوش
his comments demean women in the workplace.
اظهارات او باعث بیاحترامی به زنان در محیط کار میشود.
she felt that the joke demeaned her intelligence.
او احساس کرد که آن شوخی باعث بیاحترامی به هوش او شد.
using derogatory terms demeans individuals.
استفاده از اصطلاحات تحقیرآمیز باعث بیارزش شدن افراد میشود.
criticizing someone publicly can demean their reputation.
انتقاد علنی از کسی میتواند باعث بیاحترامی به شهرت او شود.
his actions demean the entire team.
رفتار او باعث بیاحترامی به کل تیم میشود.
she believes that such behavior demeans the profession.
او معتقد است که چنین رفتاری باعث بیاحترامی به شغل میشود.
it is wrong to demean others for their choices.
بیاحترامی به دیگران به دلیل انتخابهایشان اشتباه است.
words that demean can have lasting effects.
کلماتی که باعث بیاحترامی میشوند میتوانند اثرات ماندگاری داشته باشند.
he tried to demean her achievements.
او سعی کرد دستاوردهای او را بیارزش جلوه دهد.
such comments only serve to demean the speaker.
چنین نظراتی فقط باعث بیاحترامی به گوینده میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید