dispelled

[ایالات متحده]/[dɪˈspel(d)]/
[بریتانیا]/[dɪˈspel(d)]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از بین بردن (توهم یا تصور نادرست)؛ دور کردن یا پراکنده کردن؛ پایان دادن به؛ آرام کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

dispelled the rumors

شایعات را دفع کرد

dispelled doubts

شک‌ها را دفع کرد

dispelled illusions

توهمات را دفع کرد

dispelled fears

ترس‌ها را دفع کرد

dispelled hopes

امیدها را دفع کرد

dispelled shadows

سایه‌ها را دفع کرد

dispelled by sunlight

به نور خورشید دفع شد

dispelled quickly

به سرعت دفع شد

dispelled misunderstandings

سوء تفاهم‌ها را دفع کرد

dispelled the mist

مه را دفع کرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید