disposes waste
دور میریزد زباله
disposes items
دور میریزد وسایل
disposes resources
دور میریزد منابع
disposes materials
دور میریزد مصالح
disposes evidence
دور میریزد مدارک
disposes assets
دور میریزد داراییها
disposes wastefully
به هدر میدهد
disposes properly
به درستی دور میریزد
disposes quickly
سریعاً دور میریزد
disposes effectively
به طور مؤثر دور میریزد
the company disposes of waste responsibly.
شرکت به طور مسئولانه با پسماندها برخورد میکند.
he disposes of his old clothes by donating them.
او لباسهای قدیمی خود را با اهدا کردن از شر آنها خلاص میشود.
the law disposes of any illegal activities.
قانون با هرگونه فعالیت غیرقانونی برخورد میکند.
she disposes of her time wisely.
او زمان خود را به طور عاقلانه مدیریت میکند.
the manager disposes of tasks among the team.
مدیر وظایف را بین اعضای تیم تقسیم میکند.
they dispose of hazardous materials safely.
آنها مواد خطرناک را به طور ایمن از بین میبرند.
the artist disposes of colors to create a masterpiece.
هنرمند از رنگها برای خلق یک شاهکار استفاده میکند.
he disposes of his feelings through writing.
او احساسات خود را از طریق نوشتن مدیریت میکند.
the committee disposes of the proposal after discussion.
کمیته پس از بحث، پیشنهاد را بررسی و تصمیم میگیرد.
she disposes of her energy on meaningful projects.
او انرژی خود را صرف پروژههای معنادار میکند.
disposes waste
دور میریزد زباله
disposes items
دور میریزد وسایل
disposes resources
دور میریزد منابع
disposes materials
دور میریزد مصالح
disposes evidence
دور میریزد مدارک
disposes assets
دور میریزد داراییها
disposes wastefully
به هدر میدهد
disposes properly
به درستی دور میریزد
disposes quickly
سریعاً دور میریزد
disposes effectively
به طور مؤثر دور میریزد
the company disposes of waste responsibly.
شرکت به طور مسئولانه با پسماندها برخورد میکند.
he disposes of his old clothes by donating them.
او لباسهای قدیمی خود را با اهدا کردن از شر آنها خلاص میشود.
the law disposes of any illegal activities.
قانون با هرگونه فعالیت غیرقانونی برخورد میکند.
she disposes of her time wisely.
او زمان خود را به طور عاقلانه مدیریت میکند.
the manager disposes of tasks among the team.
مدیر وظایف را بین اعضای تیم تقسیم میکند.
they dispose of hazardous materials safely.
آنها مواد خطرناک را به طور ایمن از بین میبرند.
the artist disposes of colors to create a masterpiece.
هنرمند از رنگها برای خلق یک شاهکار استفاده میکند.
he disposes of his feelings through writing.
او احساسات خود را از طریق نوشتن مدیریت میکند.
the committee disposes of the proposal after discussion.
کمیته پس از بحث، پیشنهاد را بررسی و تصمیم میگیرد.
she disposes of her energy on meaningful projects.
او انرژی خود را صرف پروژههای معنادار میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید