gold hoards
سرمایهگذاری طلا
treasure hoards
گنجینههای پنهان
food hoards
ذخایر غذایی
wealth hoards
سرمایه انباشته
data hoards
انبارهای داده
resource hoards
ذخایر منابع
art hoards
انبارهای هنری
hoards hidden
گنجینههای پنهان
hoards discovered
گنجینههای کشف شده
hoards collected
گنجینههای جمعآوری شده
he hoards old newspapers in his basement.
او روزنامههای قدیمی را در زیرزمین خود جمعآوری میکند.
she hoards food supplies for emergencies.
او برای مواقع اضطراری مواد غذایی جمعآوری میکند.
many people hoard collectibles as a hobby.
بسیاری از مردم به عنوان سرگرمی کلکسیونها جمعآوری میکنند.
he tends to hoard money instead of spending it.
او معمولاً به جای خرج کردن پول را جمعآوری میکند.
she hoards clothes that she never wears.
او لباسهایی را که هرگز نمیپوشد جمعآوری میکند.
some individuals hoard items due to anxiety.
برخی از افراد به دلیل اضطراب وسایل را جمعآوری میکنند.
he hoards tools for his diy projects.
او ابزارهایی را برای پروژههای diy خود جمعآوری میکند.
she hoards digital files on her computer.
او فایلهای دیجیتال را روی کامپیوتر خود جمعآوری میکند.
people who hoard often struggle to let go of things.
افرادی که وسواس دارند اغلب برای رها کردن وسایل مشکل دارند.
he hoards memories in the form of photographs.
او خاطرات را به شکل عکس جمعآوری میکند.
gold hoards
سرمایهگذاری طلا
treasure hoards
گنجینههای پنهان
food hoards
ذخایر غذایی
wealth hoards
سرمایه انباشته
data hoards
انبارهای داده
resource hoards
ذخایر منابع
art hoards
انبارهای هنری
hoards hidden
گنجینههای پنهان
hoards discovered
گنجینههای کشف شده
hoards collected
گنجینههای جمعآوری شده
he hoards old newspapers in his basement.
او روزنامههای قدیمی را در زیرزمین خود جمعآوری میکند.
she hoards food supplies for emergencies.
او برای مواقع اضطراری مواد غذایی جمعآوری میکند.
many people hoard collectibles as a hobby.
بسیاری از مردم به عنوان سرگرمی کلکسیونها جمعآوری میکنند.
he tends to hoard money instead of spending it.
او معمولاً به جای خرج کردن پول را جمعآوری میکند.
she hoards clothes that she never wears.
او لباسهایی را که هرگز نمیپوشد جمعآوری میکند.
some individuals hoard items due to anxiety.
برخی از افراد به دلیل اضطراب وسایل را جمعآوری میکنند.
he hoards tools for his diy projects.
او ابزارهایی را برای پروژههای diy خود جمعآوری میکند.
she hoards digital files on her computer.
او فایلهای دیجیتال را روی کامپیوتر خود جمعآوری میکند.
people who hoard often struggle to let go of things.
افرادی که وسواس دارند اغلب برای رها کردن وسایل مشکل دارند.
he hoards memories in the form of photographs.
او خاطرات را به شکل عکس جمعآوری میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید