eliminates

[ایالات متحده]/ɪˈlɪmɪneɪts/
[بریتانیا]/ɪˈlɪməˌneɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را حذف یا از بین بردن; چیزی را حذف یا از بین بردن; چیزی را حذف یا از بین بردن; چیزی را حذف یا از بین بردن; کشتن یا نابود کردن

عبارات و ترکیب‌ها

eliminates waste

حذف ضایعات

eliminates errors

حذف خطاها

eliminates risks

حذف ریسک‌ها

eliminates noise

حذف نویز

eliminates barriers

حذف موانع

eliminates concerns

حذف نگرانی‌ها

eliminates confusion

حذف سردرگمی

eliminates distractions

حذف عوامل حواس‌پرتی

eliminates doubts

حذف تردیدها

eliminates costs

حذف هزینه‌ها

جملات نمونه

the new policy eliminates unnecessary paperwork.

این سیاست جدید، کاغذکشی غیرضروری را از بین می‌برد.

this tool eliminates the need for manual calculations.

این ابزار نیاز به محاسبات دستی را از بین می‌برد.

regular exercise eliminates stress and anxiety.

ورزش منظم استرس و اضطراب را از بین می‌برد.

our system eliminates errors in data entry.

سیستم ما خطاهای ورود داده را از بین می‌برد.

improved technology eliminates many traditional barriers.

فناوری بهبود یافته بسیاری از موانع سنتی را از بین می‌برد.

this solution eliminates the risk of contamination.

این راه حل خطر آلودگی را از بین می‌برد.

the new software eliminates redundant features.

نرم افزار جدید ویژگی های تکراری را از بین می‌برد.

effective communication eliminates misunderstandings.

ارتباط موثر سوء تفاهم ها را از بین می‌برد.

upgrading the system eliminates previous vulnerabilities.

ارتقاء سیستم آسیب پذیری های قبلی را از بین می‌برد.

this method eliminates the guesswork in the process.

این روش حدس و گمان را در این فرآیند از بین می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید