disputedly

[ایالات متحده]/[ˈdɪspjuətɪdli]/
[بریتانیا]/[ˈdɪspjuətɪdli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که نزاع را پیشنهاد می‌کند؛ قابل بحث است.؛ به گونه‌ای که قابل نزاع یا چالش است.

عبارات و ترکیب‌ها

disputedly the best

به طور متنازعه بهترین

disputedly true

به طور متنازعه درست

disputedly owned

به طور متنازعه مالک

disputedly claimed

به طور متنازعه ادعا شده

disputedly elected

به طور متنازعه انتخاب شده

disputedly valid

به طور متنازعه معتبر

disputedly recognized

به طور متنازعه شناخته شده

disputedly significant

به طور متنازعه مهم

جملات نمونه

the city is disputedly the oldest in the region.

این شهر به طور متعارف قدیمی‌ترین شهر منطقه است.

he is disputedly the best player on the team.

او به طور متعارف بازیکن بهتر تیم است.

the land is disputedly owned by two families.

این زمین به طور متعارف توسط دو خانواده مالکیت می‌شود.

the election results were disputedly close.

نتایج انتخابات به طور متعارف نزدیک بود.

the territory is disputedly controlled by multiple factions.

این منطقه به طور متعارف توسط چند گروه کنترل می‌شود.

the authorship of the poem is disputedly attributed to shakespeare.

نویسندگی این شعر به طور متعارف به شکسپیر نسبت داده می‌شود.

the boundary line is disputedly defined by historical records.

خط مرزی به طور متعارف توسط منابع تاریخی تعریف شده است.

the title of the artwork is disputedly known.

عنوان اثر هنری به طور متعارف شناخته شده است.

the claim is disputedly supported by evidence.

این ادعا به طور متعارف توسط شواهد پشتیبانی می‌شود.

the contract terms were disputedly agreed upon.

شرایط قرارداد به طور متعارف به توافق رسید.

the historical account is disputedly accurate.

این روایت تاریخی به طور متعارف دقیق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید