dissembler

[ایالات متحده]/dɪˈsɛmblər/
[بریتانیا]/dɪˈsɛmblɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که انگیزه‌ها، احساسات یا باورهای واقعی خود را پنهان می‌کند؛ یک ریاکار
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dissembler in disguise

مدلسازی کننده با پوشش

clever dissembler

مدلسازی کننده باهوش

master dissembler

مدلسازی کننده ماهر

dissembler of truth

مدلسازی کننده حقیقت

skilled dissembler

مدلسازی کننده ماهر

dissembler by nature

مدلسازی کننده از طبیعت

dissembler at heart

مدلسازی کننده از صمیم قلب

dissembler among friends

مدلسازی کننده در بین دوستان

dissembler of facts

مدلسازی کننده واقعیت ها

dissembler in politics

مدلسازی کننده در سیاست

جملات نمونه

the politician was known as a skillful dissembler, often avoiding the truth.

سیاستمدان به عنوان یک فریبکار ماهرشناخته می‌شدند و اغلب از حقیقت اجتناب می‌کردند.

she played the role of a dissembler, hiding her true feelings.

او نقش یک فریبکار را ایفا می‌کرد و احساسات واقعی خود را پنهان می‌کرد.

in a world full of dissemblers, honesty is a rare trait.

در دنیایی پر از فریبکاران، صداقت یک ویژگی نادر است.

the dissembler's charm made it difficult to see through his lies.

جاذبه فریبکار باعث می‌شد که تشخیص دروغ‌های او دشوار باشد.

trusting a dissembler can lead to disappointment.

اعتماد کردن به یک فریبکار می‌تواند منجر به ناامیدی شود.

he was a master dissembler, always twisting the facts.

او یک فریبکار ماهر بود و همیشه حقایق را تحریف می‌کرد.

dissemblers often manipulate situations to their advantage.

فریبکاران اغلب اوضاع و شرایط را به نفع خود دستکاری می‌کنند.

people often mistake a dissembler for a straightforward person.

مردم اغلب یک فریبکار را با یک فرد بی‌پرده اشتباه می‌گیرند.

to deal with a dissembler requires careful consideration.

برای مقابله با یک فریبکار، نیاز به بررسی دقیق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید