| جمع | liars |
A liar is held in contempt.
یک دروغگو با تحقیر رفتار میشود.
Vaunter and liar are near akin.
خودست و دروغگو بسیار نزدیک هستند.
A vaunter and a liar are near akin.
یک خودستال و یک دروغگو بسیار نزدیک هستند.
I hope not. Tomo is a liar to the backbone.
امیدوارم نه. تومو یک دروغگو تا مغز استخوان است.
She was wrongly labelled a liar.
او به اشتباه به عنوان دروغگو برچسبگذاری شد.
The greatest liars talk most of themselves.
بزرگترین دروغگوها بیشتر در مورد خودشان صحبت میکنند.
He was publicly exposed as a liar and a cheat.
او به عنوان یک دروغگو و فریبکار رسوا شد.
Liars risk being found out.
دروغگوها ریسک لو رفتن را به جان میخرند.
He had the temerity to call me a liar.
او جسارت داشت که مرا دروغگو خطاب کند.
he has been exposed as a liar and a traitor.
او به عنوان یک دروغگو و خائن رسوا شده است.
Show me a liar , and I will show you a thief.
یک دروغگو را به من نشان بده، تا دزد را به تو نشان دهم.
I know you for a thief and a liar!
تو را دزد و دروغگو میدانم!
He's a poor liar; anyone can see through him.
او یک دروغگو بد است؛ همه میتوانند از دروغش عبور کنند.
She’s the biggest liar I’ve ever known.
او بزرگترین دروغگویی است که تا به حال میشناسم.
Would you really call her a liar to her face?
آیا واقعاً حاضر هستی او را به صورتش دروغگو خطاب کنی؟
How would you like it if someone called you a liar?
اگر کسی به شما دروغگو گفت، چه حسی داشتید؟
material in this chapter on the trilemma (liar, lunatic, or Lord).
مواد این فصل در مورد معضل (دروغگو، دیوانه یا خداوند).
She's a friend of that liar Jane and is probably tarred with the same brush.
او با آن دروغگو جین دوست است و احتمالاً با همان حسابی نقاشی شده است.
as for her being a liar, nothing could be further from the truth.
در مورد اینکه او دروغگو است، هیچ چیز دورتر از حقیقت نیست.
But uh from a morality standpoint, I cannot stand a liar.
اما از نظر اخلاقی، نمی توانم یک دروغگو را تحمل کنم.
منبع: VOA Standard English_AmericasPutting it bluntly we could say that the people pleaser is a liar.
به طور خلاصه می توانیم بگوییم که خرسندانه، یک دروغگو است.
منبع: 2018 Best Hits CompilationThey are all liars. Where is everyone?
همه آنها دروغگو هستند. همه کجا هستند؟
منبع: BBC Listening Collection May 2016So was I! He is a liar.
من هم همینطور بودم! او یک دروغگو است.
منبع: Game of Thrones (Season 1)Eli, Eli, the man is a liar!
الی، الی، آن مرد یک دروغگو است!
منبع: Deadly WomenThe man insulted me by calling me a liar.
آن مرد با گفتن اینکه من یک دروغگو هستم، به من توهین کرد.
منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000The Rooster brothers are such liars.
برادرهای خروس چه دروغگوهایی هستند.
منبع: Listening DigestScorned lovers would call out liars, cheaters, and alcoholics.
عاشقان طرد شده، دروغگوها، فریبکاران و الکلخورها را صدا میکردند.
منبع: Festival Comprehensive RecordI'm a good liar too, aren't I?
من هم یک دروغگوی خوبی هستم، مگه نه؟
منبع: Roman Holiday SelectionYou're not the only liar in this room.
شما تنها دروغگوی این اتاق نیستید.
منبع: The Best MomA liar is held in contempt.
یک دروغگو با تحقیر رفتار میشود.
Vaunter and liar are near akin.
خودست و دروغگو بسیار نزدیک هستند.
A vaunter and a liar are near akin.
یک خودستال و یک دروغگو بسیار نزدیک هستند.
I hope not. Tomo is a liar to the backbone.
امیدوارم نه. تومو یک دروغگو تا مغز استخوان است.
She was wrongly labelled a liar.
او به اشتباه به عنوان دروغگو برچسبگذاری شد.
The greatest liars talk most of themselves.
بزرگترین دروغگوها بیشتر در مورد خودشان صحبت میکنند.
He was publicly exposed as a liar and a cheat.
او به عنوان یک دروغگو و فریبکار رسوا شد.
Liars risk being found out.
دروغگوها ریسک لو رفتن را به جان میخرند.
He had the temerity to call me a liar.
او جسارت داشت که مرا دروغگو خطاب کند.
he has been exposed as a liar and a traitor.
او به عنوان یک دروغگو و خائن رسوا شده است.
Show me a liar , and I will show you a thief.
یک دروغگو را به من نشان بده، تا دزد را به تو نشان دهم.
I know you for a thief and a liar!
تو را دزد و دروغگو میدانم!
He's a poor liar; anyone can see through him.
او یک دروغگو بد است؛ همه میتوانند از دروغش عبور کنند.
She’s the biggest liar I’ve ever known.
او بزرگترین دروغگویی است که تا به حال میشناسم.
Would you really call her a liar to her face?
آیا واقعاً حاضر هستی او را به صورتش دروغگو خطاب کنی؟
How would you like it if someone called you a liar?
اگر کسی به شما دروغگو گفت، چه حسی داشتید؟
material in this chapter on the trilemma (liar, lunatic, or Lord).
مواد این فصل در مورد معضل (دروغگو، دیوانه یا خداوند).
She's a friend of that liar Jane and is probably tarred with the same brush.
او با آن دروغگو جین دوست است و احتمالاً با همان حسابی نقاشی شده است.
as for her being a liar, nothing could be further from the truth.
در مورد اینکه او دروغگو است، هیچ چیز دورتر از حقیقت نیست.
But uh from a morality standpoint, I cannot stand a liar.
اما از نظر اخلاقی، نمی توانم یک دروغگو را تحمل کنم.
منبع: VOA Standard English_AmericasPutting it bluntly we could say that the people pleaser is a liar.
به طور خلاصه می توانیم بگوییم که خرسندانه، یک دروغگو است.
منبع: 2018 Best Hits CompilationThey are all liars. Where is everyone?
همه آنها دروغگو هستند. همه کجا هستند؟
منبع: BBC Listening Collection May 2016So was I! He is a liar.
من هم همینطور بودم! او یک دروغگو است.
منبع: Game of Thrones (Season 1)Eli, Eli, the man is a liar!
الی، الی، آن مرد یک دروغگو است!
منبع: Deadly WomenThe man insulted me by calling me a liar.
آن مرد با گفتن اینکه من یک دروغگو هستم، به من توهین کرد.
منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000The Rooster brothers are such liars.
برادرهای خروس چه دروغگوهایی هستند.
منبع: Listening DigestScorned lovers would call out liars, cheaters, and alcoholics.
عاشقان طرد شده، دروغگوها، فریبکاران و الکلخورها را صدا میکردند.
منبع: Festival Comprehensive RecordI'm a good liar too, aren't I?
من هم یک دروغگوی خوبی هستم، مگه نه؟
منبع: Roman Holiday SelectionYou're not the only liar in this room.
شما تنها دروغگوی این اتاق نیستید.
منبع: The Best Momلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید