| جمع | dissemblings |
dissembling behavior
رفتار فریبکارانه
dissembling nature
طبع فریبکارانه
dissembling tactics
تاکتیکهای فریبکارانه
dissembling words
کلمات فریبکارانه
dissembling smile
لبخند فریبکارانه
dissembling actions
اقدامات فریبکارانه
dissembling motives
انگیزههای فریبکارانه
dissembling statements
اظهارات فریبکارانه
dissembling personality
شخصیت فریبکارانه
dissembling intentions
قصد و نیتهای فریبکارانه
his dissembling nature made it hard to trust him.
طبیعت دوروغگویش باعث میشد به او اعتماد کردن سخت باشد.
she was dissembling her true feelings about the situation.
او احساسات واقعی خود را در مورد وضعیت پنهان میکرد.
dissembling is often a tactic used in negotiations.
دورویی اغلب تاکتیکی است که در مذاکرات استفاده میشود.
he was accused of dissembling to avoid responsibility.
اتهام دوری به او وارد شد تا از مسئولیت فرار کند.
her dissembling smile hid her true intentions.
لبخندهای دروغین او، اهداف واقعیاش را پنهان میکرد.
dissembling can damage relationships if discovered.
اگر کشف شود، دورویی میتواند به روابط آسیب برساند.
he was skilled at dissembling his thoughts during discussions.
او در پنهان کردن افکارش در طول بحثها مهارت داشت.
dissembling often leads to misunderstandings.
دورویی اغلب منجر به سوء تفاهم میشود.
she practiced dissembling to protect her privacy.
او برای محافظت از حریم خصوصی خود، دورویی را تمرین میکرد.
dissembling can be a sign of deeper issues.
دورویی میتواند نشانهای از مشکلات عمیقتر باشد.
dissembling behavior
رفتار فریبکارانه
dissembling nature
طبع فریبکارانه
dissembling tactics
تاکتیکهای فریبکارانه
dissembling words
کلمات فریبکارانه
dissembling smile
لبخند فریبکارانه
dissembling actions
اقدامات فریبکارانه
dissembling motives
انگیزههای فریبکارانه
dissembling statements
اظهارات فریبکارانه
dissembling personality
شخصیت فریبکارانه
dissembling intentions
قصد و نیتهای فریبکارانه
his dissembling nature made it hard to trust him.
طبیعت دوروغگویش باعث میشد به او اعتماد کردن سخت باشد.
she was dissembling her true feelings about the situation.
او احساسات واقعی خود را در مورد وضعیت پنهان میکرد.
dissembling is often a tactic used in negotiations.
دورویی اغلب تاکتیکی است که در مذاکرات استفاده میشود.
he was accused of dissembling to avoid responsibility.
اتهام دوری به او وارد شد تا از مسئولیت فرار کند.
her dissembling smile hid her true intentions.
لبخندهای دروغین او، اهداف واقعیاش را پنهان میکرد.
dissembling can damage relationships if discovered.
اگر کشف شود، دورویی میتواند به روابط آسیب برساند.
he was skilled at dissembling his thoughts during discussions.
او در پنهان کردن افکارش در طول بحثها مهارت داشت.
dissembling often leads to misunderstandings.
دورویی اغلب منجر به سوء تفاهم میشود.
she practiced dissembling to protect her privacy.
او برای محافظت از حریم خصوصی خود، دورویی را تمرین میکرد.
dissembling can be a sign of deeper issues.
دورویی میتواند نشانهای از مشکلات عمیقتر باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید