dissembling

[ایالات متحده]/dɪˈsɛmblɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈsɛmblɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. احساسات یا نیت‌های خود را وانمود کردن یا پنهان کردن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dissembling behavior

رفتار فریبکارانه

dissembling nature

طبع فریبکارانه

dissembling tactics

تاکتیک‌های فریبکارانه

dissembling words

کلمات فریبکارانه

dissembling smile

لبخند فریبکارانه

dissembling actions

اقدامات فریبکارانه

dissembling motives

انگیزه‌های فریبکارانه

dissembling statements

اظهارات فریبکارانه

dissembling personality

شخصیت فریبکارانه

dissembling intentions

قصد و نیت‌های فریبکارانه

جملات نمونه

his dissembling nature made it hard to trust him.

طبیعت دوروغگویش باعث می‌شد به او اعتماد کردن سخت باشد.

she was dissembling her true feelings about the situation.

او احساسات واقعی خود را در مورد وضعیت پنهان می‌کرد.

dissembling is often a tactic used in negotiations.

دورویی اغلب تاکتیکی است که در مذاکرات استفاده می‌شود.

he was accused of dissembling to avoid responsibility.

اتهام دوری به او وارد شد تا از مسئولیت فرار کند.

her dissembling smile hid her true intentions.

لبخندهای دروغین او، اهداف واقعی‌اش را پنهان می‌کرد.

dissembling can damage relationships if discovered.

اگر کشف شود، دورویی می‌تواند به روابط آسیب برساند.

he was skilled at dissembling his thoughts during discussions.

او در پنهان کردن افکارش در طول بحث‌ها مهارت داشت.

dissembling often leads to misunderstandings.

دورویی اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شود.

she practiced dissembling to protect her privacy.

او برای محافظت از حریم خصوصی خود، دورویی را تمرین می‌کرد.

dissembling can be a sign of deeper issues.

دورویی می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات عمیق‌تر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید