dissociates

[ایالات متحده]/dɪˈsəʊʃieɪts/
[بریتانیا]/dɪˈsoʊʃieɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از یک ارتباط جدا کردن یا جدا شدن

عبارات و ترکیب‌ها

dissociates from reality

از واقعیت جدا می‌شود

dissociates under stress

تحت فشار جدا می‌شود

dissociates during trauma

در حین آسیب دیدگی جدا می‌شود

dissociates in sleep

در خواب جدا می‌شود

dissociates from self

از خود جدا می‌شود

dissociates from pain

از درد جدا می‌شود

dissociates emotionally

به صورت احساسی جدا می‌شود

dissociates quickly

به سرعت جدا می‌شود

dissociates in groups

در جمع جدا می‌شود

dissociates for protection

برای محافظت جدا می‌شود

جملات نمونه

the chemical dissociates into its components when heated.

وقتی گرم می‌شود، این ماده شیمیایی به اجزای تشکیل دهنده خود تجزیه می‌شود.

she dissociates herself from negative influences.

او از تأثیرات منفی جدا می‌شود.

this medication dissociates in the bloodstream.

این دارو در جریان خون تجزیه می‌شود.

the group dissociates due to differing opinions.

به دلیل تفاوت نظر، این گروه از هم جدا می‌شود.

he often dissociates from stressful situations.

او اغلب از موقعیت‌های استرس‌زا جدا می‌شود.

the artist dissociates her work from commercial interests.

هنرمند آثار خود را از منافع تجاری جدا می‌کند.

when faced with trauma, one might dissociate as a coping mechanism.

هنگامی که با ضربه روبرو می‌شوند، ممکن است فرد به عنوان یک مکانیسم مقابله‌ای جدا شود.

the compound dissociates in water to form ions.

این ترکیب در آب تجزیه می‌شود تا یون‌ها تشکیل دهد.

he dissociates his personal life from his professional life.

او زندگی شخصی خود را از زندگی حرفه‌ای خود جدا می‌کند.

the mind can dissociate during extreme stress.

در شرایط استرس شدید، ذهن ممکن است جدا شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید