diverges

[ایالات متحده]/daɪˈvɜːdʒɪz/
[بریتانیا]/daɪˈvɜrdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جدا کردن یا دور شدن از یک نقطه مشترک؛ انحراف از یک مسیر یا استاندارد؛ تفاوت یا عدم توافق؛ رفتن در جهت‌های مختلف

عبارات و ترکیب‌ها

diverges from

از آن منحرف می‌شود

diverges greatly

به طور قابل توجهی منحرف می‌شود

diverges significantly

به طور معنی‌داری منحرف می‌شود

diverges widely

به طور گسترده‌ای منحرف می‌شود

diverges sharply

به طور تند و تیز منحرف می‌شود

diverges entirely

به طور کامل منحرف می‌شود

diverges slightly

به طور جزئی منحرف می‌شود

diverges often

اغراقاً منحرف می‌شود

diverges occasionally

گاهی اوقات منحرف می‌شود

diverges in opinion

در نظر با یکدیگر متفاوت است

جملات نمونه

the path diverges at the fork in the road.

مسیر در دوراهی منشعب می‌شود.

our opinions diverge on this issue.

دیدگاه‌های ما در این مورد با هم اختلاف دارند.

the river diverges into two smaller streams.

رودخانه به دو جریان کوچک‌تر منشعب می‌شود.

as we grow older, our interests often diverge.

با افزایش سن، علایق ما اغلب با هم متفاوت می‌شوند.

the story diverges from the original plot.

داستان از طرح اصلی منحرف می‌شود.

his career path diverges from that of his peers.

مسیر شغلی او از همتایانش متفاوت است.

the two theories diverge in their conclusions.

این دو نظریه در نتیجه‌گیری‌های خود با هم اختلاف دارند.

as the discussion progressed, our views began to diverge.

با پیشرفت بحث، نظرات ما شروع به متفاوت شدن کرد.

the train tracks diverge at the next junction.

راه‌آهن در ایستگاه بعدی منشعب می‌شود.

his thoughts diverge from conventional wisdom.

افکار او از خرد متعارف متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید