converges

[ایالات متحده]/kənˈvɜːdʒɪz/
[بریتانیا]/kənˈvɜrdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (خطوط، اشیاء متحرک و غیره) در یک نقطه به هم می‌رسند؛ تمایل به شباهت یا یکسانی دارند؛ جمع شدن یا گردهم آمدن (افراد یا وسایل نقلیه)

عبارات و ترکیب‌ها

line converges

خط همگرا می‌شود

sequence converges

دنباله همگرا می‌شود

function converges

تابع همگرا می‌شود

series converges

سری همگرا می‌شود

value converges

مقدار همگرا می‌شود

point converges

نقطه همگرا می‌شود

method converges

روش همگرا می‌شود

approach converges

رویکرد همگرا می‌شود

graph converges

نمودار همگرا می‌شود

result converges

نتیجه همگرا می‌شود

جملات نمونه

the two paths converge at the old oak tree.

دو مسیر در نزدیکی درخت بلوط قدیمی به هم می‌رسند.

as the project progresses, our ideas converge.

همانطور که پروژه پیش می‌رود، ایده‌های ما به هم می‌رسند.

the series of events converges to a surprising conclusion.

رشته رویدادها به یک نتیجه‌گیری غیرمنتظره ختم می‌شود.

different cultures often converge in major cities.

فرهنگ‌های مختلف اغلب در شهرهای بزرگ با هم هم‌گرا می‌شوند.

the opinions of the experts converge on this issue.

نظرات کارشناسان در این مورد به هم می‌رسد.

as we discussed, our goals converge in the end.

همانطور که بحث کردیم، در نهایت اهداف ما به هم می‌رسند.

the river converges with the ocean at this point.

رودخانه در این نقطه با اقیانوس هم‌گرا می‌شود.

in mathematics, sequences can converge to a limit.

در ریاضیات، دنباله‌ها می‌توانند به یک حد همگرا شوند.

the discussions between the teams converged into a single proposal.

بحث‌ها بین تیم‌ها به یک پیشنهاد واحد تبدیل شد.

over time, our experiences converge, shaping our perspectives.

با گذشت زمان، تجربیات ما با هم هم‌گرا می‌شوند و دیدگاه‌های ما را شکل می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید