diversely

[ایالات متحده]/daɪˈvɜːsli/
[بریتانیا]/daɪˈvɜrslɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای متفاوت؛ به طرق مختلف

عبارات و ترکیب‌ها

diversely talented

متنوعاً با استعداد

diversely skilled

متنوعاً ماهر

diversely populated

متنوعاً پرجمعیت

diversely represented

متنوعاً نمایندگی شده

diversely integrated

متنوعاً یکپارچه شده

diversely sourced

متنوعاً منبع یابی شده

diversely influenced

متنوعاً تحت تأثیر قرار گرفته

diversely expressed

متنوعاً بیان شده

diversely designed

متنوعاً طراحی شده

diversely featured

متنوعاً دارای ویژگی

جملات نمونه

the team worked diversely to achieve their goals.

تیم به طور متنوع برای دستیابی به اهداف خود تلاش کرد.

people express their creativity diversely in art.

افراد خلاقیت خود را به طور متنوع در هنر بیان می‌کنند.

students learn diversely to accommodate different learning styles.

دانشجویان به طور متنوع یاد می‌گیرند تا با سبک‌های یادگیری مختلف سازگار شوند.

the festival featured diversely themed performances.

جشنواره میزبان اجراهای با موضوعات متنوع بود.

they approached the problem diversely to find the best solution.

آنها مسئله را به طور متنوع بررسی کردند تا بهترین راه حل را پیدا کنند.

the company hires diversely to promote inclusivity.

شرکت به طور متنوع استخدام می‌کند تا فراگیری را ترویج کند.

food can be prepared diversely across different cultures.

غذا را می‌توان به طور متنوع در فرهنگ‌های مختلف تهیه کرد.

she reads diversely to expand her knowledge.

او به طور متنوع مطالعه می‌کند تا دانش خود را گسترش دهد.

the project required diversely skilled individuals.

این پروژه به افراد با مهارت‌های متنوع نیاز داشت.

they communicated diversely to ensure everyone understood.

آنها به طور متنوع ارتباط برقرار کردند تا اطمینان حاصل کنند که همه متوجه شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید