widely

[ایالات متحده]/'waidli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور گسترده

عبارات و ترکیب‌ها

widely used

به طور گسترده استفاده شده

widely recognized

به طور گسترده شناخته شده

widely accepted

به طور گسترده پذیرفته شده

widely available

به طور گسترده در دسترس

widely distributed

به طور گسترده توزیع شده

widely known

به طور گسترده شناخته شده

جملات نمونه

a result that was widely forecast

نتیجه‌ای که به طور گسترده پیش‌بینی شده بود

Such customs are widely accepted.

این آداب و رسوم به طور گسترده پذیرفته شده اند.

credit cards are widely accepted.

کارت‌های اعتباری به طور گسترده پذیرفته می‌شوند.

he was widely denounced as a traitor.

او به طور گسترده به عنوان یک خائن محکوم شد.

It is a widely held axiom that they should not negotiate with terrorists.

این یک اصل پذیرفته شده است که نباید با تروریست‌ها مذاکره کرد.

The disease ranges widely in severity.

بیماری به طور گسترده در شدت متفاوت است.

a widely experienced and articulate politician

یک سیاستمدار با تجربه و سخنور.

the prince is widely regarded as the father of the nation.

به طور گسترده شاهزاده را پدر ملت می‌دانند.

the magazine was read quite widely even by some of the hierarchy.

مجله به طور گسترده حتی توسط برخی از سلسله مراتب خوانده شد.

The two witnesses gave widely discrepant testimony.

دو شاهد شهادت های بسیار متناقضی ارائه کردند.

she was widely tipped to get the job.

به طور گسترده پیش بینی می شد که او این شغل را به دست آورد.

widely held but largely unexamined preconceptions.

پیش‌فرض‌های رایج اما تا حد زیادی بررسی‌نشده.

he smiled widely and held out a hand.

او با خوشحالی زیاد لبخند زد و دستش را دراز کرد.

a tall man with widely spaced eyes.

مرد قدبلندی با چشم‌های گشاد.

Language: Nauruan is the national language. English is widely used.

زبان: زبان نائورو ملی است. انگلیسی به طور گسترده استفاده می شود.

نمونه‌های واقعی

You will not be able to experience them all, but sample them widely!

شما قادر نخواهید بود همه آنها را تجربه کنید، اما به طور گسترده نمونه برداری کنید!

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

Even within the tropics, language diversity varies widely.

حتی در مناطق گرمسیری، تنوع زبانها به طور گسترده متفاوت است.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

Their hypotheses are widely varied and lack significant consensus.

فرضیات آنها بسیار متنوع است و فاقد اجماع قابل توجه است.

منبع: TED-Ed (audio version)

And there's a challenge that it could spread more widely.

و چالشی وجود دارد که ممکن است بیشتر گسترش یابد.

منبع: CNN 10 Student English February 2020 Compilation

Why, then, are these losses felt so widely and keenly?

چرا این تلفات به این اندازه گسترده و شدید احساس می شوند؟

منبع: The Economist (Summary)

Secondly, the new technology helps the traditional culture spread more widely.

ثانیا، فناوری جدید به حفظ و گسترش فرهنگ سنتی کمک می کند.

منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam Memorization

Estimates of how that's affected greenhouse gas emissions vary widely.

تخمین ها در مورد اینکه این چه تاثیری بر انتشار گازهای گلخانه ای دارد، بسیار متفاوت است.

منبع: VOA Standard English_ Technology

The IBM Personal Computer was widely copied.

رایانه شخصی IBM به طور گسترده ای کپی شد.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)

Right. This is a strategy that was used very widely in China.

درست است. این یک استراتژی بود که به طور گسترده در چین مورد استفاده قرار می گرفت.

منبع: NPR News March 2020 Collection

Helmut Newton because he's most widely referenced.

هلموت نیوتن زیرا بیشتر از همه به او ارجاع داده می شود.

منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید