diviner

[ایالات متحده]/dɪˈvaɪ.nə/
[بریتانیا]/dɪˈvaɪ.nɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که آینده را پیش‌بینی می‌کند یا دانش پنهان را آشکار می‌سازد
Word Forms
جمعdiviners

عبارات و ترکیب‌ها

gifted diviner

پیشگو با استعداد

famous diviner

پیشگوی مشهور

skilled diviner

پیشگوی ماهر

ancient diviner

پیشگوی باستانی

local diviner

پیشگوی محلی

professional diviner

پیشگوی حرفه‌ای

spiritual diviner

پیشگوی معنوی

wise diviner

پیشگوی خردمند

trusted diviner

پیشگوی مورد اعتماد

mystical diviner

پیشگوی عرفانی

جملات نمونه

the diviner predicted a prosperous year ahead.

پیشگو پیش‌بینی کرد که سال آینده رونق خواهد داشت.

many people consult a diviner for guidance.

بسیاری از مردم برای راهنمایی به پیشگو مراجعه می‌کنند.

the diviner used tarot cards to reveal the truth.

پیشگو از کارت‌های تاروت برای آشکار کردن حقیقت استفاده کرد.

she felt a connection with the diviner during the session.

او در طول جلسه با پیشگو ارتباط برقرار کرد.

the village relied on the diviner for important decisions.

دهکده برای تصمیمات مهم به پیشگو متکی بود.

he trained as a diviner to help others find clarity.

او برای کمک به دیگران برای یافتن شفافیت به عنوان پیشگو آموزش دید.

the diviner's insights can be surprisingly accurate.

بینش‌های پیشگو می‌تواند به طرز شگفت‌انگیزی دقیق باشد.

people often seek a diviner during times of uncertainty.

مردم اغلب در زمان‌های عدم اطمینان به پیشگو مراجعه می‌کنند.

the diviner advised her to trust her instincts.

پیشگو به او توصیه کرد که به غرایز خود اعتماد کند.

he became a diviner after years of study and practice.

او پس از سال‌ها مطالعه و تمرین به پیشگو تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید