do-nothings abound
افراد بیکاری زیادی وجود دارند
avoid do-nothings
از افراد بیکاری پرهیز کن
full of do-nothings
پر از افراد بیکاری
be do-nothings
افراد بیکاری باش
stop being do-nothings
دیگر افراد بیکاری نباش
do-nothing attitude
وضعیت بیکاری
do-nothing policy
سیاست بیکاری
do-nothing approach
رویکرد بیکاری
were do-nothings
افراد بیکاری بودند
avoiding do-nothings
پرهیز از افراد بیکاری
the do-nothings spent the afternoon lounging by the pool.
کسانی که کاری نمیکنند بعدازظهر را در کنار استخر آسایش مییابدند.
we need to identify the do-nothings on the team and address their lack of engagement.
باید کسانی که کاری نمیکنند در تیم را شناسایی کرده و عدم مشارکت آنها را برطرف کنیم.
the do-nothings in government are preventing progress on vital issues.
کسانی که کاری نمیکنند در حکومت پیشرفت در مسائل حیاتی را مانع میشوند.
don't let the do-nothings drag you down with their negativity.
دست کشیدن به شما با منفی بودن آنها را از کسانی که کاری نمیکنند جلوگیری کنید.
the company needs proactive employees, not do-nothings.
شرکت به کارمندان فعال نیاز دارد، نه کسانی که کاری نمیکنند.
he's a classic do-nothing, always avoiding responsibility.
او یک کلاسیک کسی است که هرگز مسئولیت را اجتناب میکند.
the do-nothings contributed nothing to the project's success.
کسانی که کاری نمیکنند در موفقیت پروژه هیچ چیزی ارائه نکردند.
we can't reward the do-nothings while recognizing the hard workers.
ما نمیتوانیم کسانی که کاری نمیکنند را جوایز دهیم در حالی که کارکنان سخت کار کننده را میشناسیم.
the do-nothings often hide behind excuses for their inaction.
کسانی که کاری نمیکنند اغلب از عذرها برای عدم اقدام خود پناه میبرند.
it's frustrating to work with a group of do-nothings.
کار کردن با گروهی از کسانی که کاری نمیکنند خسته کننده است.
the manager confronted the do-nothings about their poor performance.
مدیر با کسانی که کاری نمیکنند در مورد عملکرد ضعیف آنها مواجه شد.
do-nothings abound
افراد بیکاری زیادی وجود دارند
avoid do-nothings
از افراد بیکاری پرهیز کن
full of do-nothings
پر از افراد بیکاری
be do-nothings
افراد بیکاری باش
stop being do-nothings
دیگر افراد بیکاری نباش
do-nothing attitude
وضعیت بیکاری
do-nothing policy
سیاست بیکاری
do-nothing approach
رویکرد بیکاری
were do-nothings
افراد بیکاری بودند
avoiding do-nothings
پرهیز از افراد بیکاری
the do-nothings spent the afternoon lounging by the pool.
کسانی که کاری نمیکنند بعدازظهر را در کنار استخر آسایش مییابدند.
we need to identify the do-nothings on the team and address their lack of engagement.
باید کسانی که کاری نمیکنند در تیم را شناسایی کرده و عدم مشارکت آنها را برطرف کنیم.
the do-nothings in government are preventing progress on vital issues.
کسانی که کاری نمیکنند در حکومت پیشرفت در مسائل حیاتی را مانع میشوند.
don't let the do-nothings drag you down with their negativity.
دست کشیدن به شما با منفی بودن آنها را از کسانی که کاری نمیکنند جلوگیری کنید.
the company needs proactive employees, not do-nothings.
شرکت به کارمندان فعال نیاز دارد، نه کسانی که کاری نمیکنند.
he's a classic do-nothing, always avoiding responsibility.
او یک کلاسیک کسی است که هرگز مسئولیت را اجتناب میکند.
the do-nothings contributed nothing to the project's success.
کسانی که کاری نمیکنند در موفقیت پروژه هیچ چیزی ارائه نکردند.
we can't reward the do-nothings while recognizing the hard workers.
ما نمیتوانیم کسانی که کاری نمیکنند را جوایز دهیم در حالی که کارکنان سخت کار کننده را میشناسیم.
the do-nothings often hide behind excuses for their inaction.
کسانی که کاری نمیکنند اغلب از عذرها برای عدم اقدام خود پناه میبرند.
it's frustrating to work with a group of do-nothings.
کار کردن با گروهی از کسانی که کاری نمیکنند خسته کننده است.
the manager confronted the do-nothings about their poor performance.
مدیر با کسانی که کاری نمیکنند در مورد عملکرد ضعیف آنها مواجه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید