dogmatical

[ایالات متحده]/dɒɡˈmætɪkəl/
[بریتانیا]/dɔɡˈmætɪkəl/

ترجمه

adj. مربوط به دگم؛ دکترین؛ بیان نظرات به شدت به گونه‌ای که گویی حقایق هستند

عبارات و ترکیب‌ها

dogmatical beliefs

باورهای متعصبانه

dogmatical approach

رویکرد متعصبانه

dogmatical stance

موضع متعصبانه

dogmatical thinking

تفکر متعصبانه

dogmatical views

دیدگاه‌های متعصبانه

dogmatical attitude

نگرش متعصبانه

dogmatical rules

قوانین متعصبانه

dogmatical mindset

نگرش ذهنی متعصبانه

dogmatical principles

اصول متعصبانه

dogmatical assertions

ادعاهای متعصبانه

جملات نمونه

the professor's dogmatical approach stifled open discussion.

رویکرد استبدادی پروفسور بحث آزاد را خفه کرد.

his dogmatical beliefs made it hard for him to accept new ideas.

اعتقادات استبدادی او باعث می‌شد پذیرش ایده‌های جدید برایش دشوار باشد.

she criticized the dogmatical nature of the organization.

او از طبیعت استبدادی سازمان انتقاد کرد.

dogmatical attitudes can hinder personal growth.

نگرش‌های استبدادی می‌توانند رشد شخصی را مختل کنند.

the debate became heated due to dogmatical positions.

به دلیل مواضع استبدادی، بحث داغ شد.

his dogmatical stance on the issue alienated many supporters.

موضع استبدادی او در مورد این موضوع بسیاری از حامیان را بیگانه کرد.

being too dogmatical can limit one's perspective.

بیش از حد استبدادی بودن می‌تواند دیدگاه یک فرد را محدود کند.

they approached the topic in a dogmatical manner.

آنها این موضوع را به روشی استبدادی مورد بررسی قرار دادند.

dogmatical thinking often leads to conflict.

تفکر استبدادی اغلب منجر به درگیری می‌شود.

she found his dogmatical reasoning difficult to engage with.

او استدلال‌های استبدادی او را برای ارتباط دشوار می‌یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید