donnybrook

[ایالات متحده]/ˈdɒnɪbrʊk/
[بریتانیا]/ˈdɑːniˌbrʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دعوا یا جنگ پر سر و صدا

عبارات و ترکیب‌ها

donnybrook brawl

درگیری دوننیبرو

donnybrook of words

دوننیبرو کلمات

donnybrook fight

نبرد دوننیبرو

donnybrook debate

بحث دوننیبرو

donnybrook scene

صحنه دوننیبرو

donnybrook situation

وضعیت دوننیبرو

donnybrook clash

برخورد دوننیبرو

donnybrook uproar

اعتراض دوننیبرو

donnybrook match

مسابقه دوننیبرو

donnybrook event

رویداد دوننیبرو

جملات نمونه

last night's game turned into a real donnybrook.

بازی شب گذشته به یک درگیری واقعی تبدیل شد.

the debate quickly escalated into a donnybrook.

بحث به سرعت به یک درگیری تبدیل شد.

he was involved in a donnybrook at the bar.

او درگیر یک درگیری در بار شد.

the political meeting ended in a donnybrook.

جلسه سیاسی به یک درگیری ختم شد.

there was a donnybrook among the fans after the match.

پس از مسابقه، درگیری بین طرفداران رخ داد.

the donnybrook broke out over a disputed call.

درگیری به دلیل یک تصمیم مورد اختلاف آغاز شد.

it was a donnybrook of epic proportions.

این یک درگیری با ابعاد حماسی بود.

the donnybrook in the street attracted a crowd.

درگیری در خیابان توجه بسیاری را به خود جلب کرد.

she described the office politics as a donnybrook.

او سیاست دفتر را به عنوان یک درگیری توصیف کرد.

the donnybrook left several people injured.

درگیری باعث مجروح شدن چندین نفر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید