melee

[ایالات متحده]/'meleɪ/
[بریتانیا]/ˈmeˌle/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک درگیری گیج‌کننده، جنگ کوچک، یا زد و خورد؛ یک دعوا.
Word Forms
جمعmelees

عبارات و ترکیب‌ها

melee weapon

سلاح سرد

جملات نمونه

police plunging into the melee;

پلیس در حال ورود به درگیری;

the melee of people that were always thronging the streets.

درگیری مردم که همیشه در خیابان ها ازدحام داشتند.

Seb waded into the melee and started to beat off the boys.

سب در میان درگیری رفت و شروع به دور زدن پسران کرد.

Castigator's Fury– Damage done by spells and melee attacks increases, but casting time and endurance cost is increased.

خشم کاستیگاتور - آسیب ناشی از جادوها و حملات تن‌به‌تن افزایش می‌یابد، اما زمان جادو و هزینه استقامت افزایش می‌یابد.

The melee broke out in the crowded market.

درگیری در بازار شلوغ آغاز شد.

The soldiers engaged in a fierce melee with the enemy.

سربازان در یک درگیری شدید با دشمن درگیر شدند.

During the melee, several people were injured.

در طول درگیری، چندین نفر مجروح شدند.

The melee resulted in chaos and confusion.

درگیری منجر به هرج و مرج و سردرگمی شد.

The melee ended with both sides retreating.

درگیری با عقب نشینی هر دو طرف پایان یافت.

The melee erupted suddenly at the party.

درگیری به طور ناگهانی در مهمانی آغاز شد.

The melee between the rival gangs was intense.

درگیری بین باند رقیب شدید بود.

The melee lasted for hours before the authorities intervened.

درگیری ساعت‌ها طول کشید تا مقامات مداخله کردند.

In the melee, valuable artifacts were damaged.

در طول درگیری، آثار باستانی با ارزش آسیب دیدند.

The melee was finally brought under control by the police.

درگیری سرانجام توسط پلیس کنترل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید