dooms

[ایالات متحده]/duːmz/
[بریتانیا]/duːmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سرنوشت را تعیین کردن؛ محکوم کردن؛ اطمینان حاصل کردن از شکست یا نابودی؛ حکم صادر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dooms day

روز رستاخیز

dooms call

فراخوان سرنوشت

dooms sign

نشانه های سرنوشت

dooms prophecy

پیشگویی سرنوشت

dooms scenario

سناریوی سرنوشت

dooms warning

هشدار سرنوشت

dooms report

گزارش سرنوشت

dooms message

پیام سرنوشت

dooms effect

اثر سرنوشت

dooms fate

سرنوشت

جملات نمونه

many believe that the prophecy dooms the world to destruction.

بسیاری معتقدند که پیشگویی جهان را برای نابودی محکوم می‌کند.

the dooms of war can leave lasting scars on a nation.

کاتastroف‌های جنگ می‌تواند زخم‌های ماندگاری بر روی یک ملت بگذارد.

she felt that the dooms of fate were closing in on her.

او احساس کرد که سرنوشت در حال نزدیک شدن به اوست.

the dooms of climate change are becoming increasingly evident.

کاتastroف‌های تغییرات آب و هوایی به طور فزاینده ای آشکار می شود.

they feared that the dooms of their choices would haunt them forever.

آنها از این می‌ترسیدند که کاتastroف‌های انتخاب‌هایشان برای همیشه آن‌ها را آزار دهد.

the movie depicted a future where doomsday was inevitable.

فیلم آینده ای را به تصویر می کشد که در آن روز قیامت اجتناب ناپذیر بود.

he often spoke of the dooms that awaited those who ignored the signs.

او اغلب در مورد کاتastroف‌هایی که در انتظار کسانی بود که به نشانه‌ها توجه نمی‌کردند، صحبت می‌کرد.

in mythology, dooms often come as a result of hubris.

در اساطیر، کاتastroف‌ها اغلب در نتیجه غرور رخ می دهد.

the dooms of history can teach us valuable lessons.

کاتastroف‌های تاریخ می‌تواند درس‌های ارزشمندی به ما آموزش دهد.

they were warned that ignoring the problem would lead to dooms.

به آنها هشدار داده شد که نادیده گرفتن مشکل منجر به کاتastroف‌ها خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید