dreamboat guy
آقا رویایی
dreamboat girl
خانم رویایی
my dreamboat
رویای من
total dreamboat
رویایی تمام عیار
dreamboat status
وضعیت رویایی
dreamboat vibes
فضای رویایی
classic dreamboat
رویای کلاسیک
ultimate dreamboat
رویای نهایی
dreamboat looks
ظاهر رویایی
dreamboat appeal
جذابیت رویایی
she always thought he was a real dreamboat.
او همیشه فکر میکرد او یک قایق رویایی واقعی است.
in the movie, the dreamboat saves the day.
در فیلم، قایق رویایی روز را نجات داد.
everyone at the party was talking about that dreamboat.
همه در مهمانی درباره آن قایق رویایی صحبت میکردند.
she felt like a dreamboat when she wore that dress.
وقتی آن لباس را پوشید احساس کرد مثل یک قایق رویایی است.
his charming smile made him a total dreamboat.
لبخند جذابش او را به یک قایق رویایی کامل تبدیل کرد.
they called him the dreamboat of the football team.
آنها او را قایق رویایی تیم فوتبال صدا زدند.
she wrote a song about her dreamboat.
او درباره قایق رویاییاش یک آهنگ نوشت.
that actor is considered a dreamboat by many fans.
بسیاری از طرفداران آن بازیگر را یک قایق رویایی میدانند.
he has the looks and charm of a dreamboat.
او ظاهر و جذابیت یک قایق رویایی را دارد.
she daydreamed about her perfect dreamboat.
او درباره قایق رویایی بینقص خود رویاپردازی کرد.
dreamboat guy
آقا رویایی
dreamboat girl
خانم رویایی
my dreamboat
رویای من
total dreamboat
رویایی تمام عیار
dreamboat status
وضعیت رویایی
dreamboat vibes
فضای رویایی
classic dreamboat
رویای کلاسیک
ultimate dreamboat
رویای نهایی
dreamboat looks
ظاهر رویایی
dreamboat appeal
جذابیت رویایی
she always thought he was a real dreamboat.
او همیشه فکر میکرد او یک قایق رویایی واقعی است.
in the movie, the dreamboat saves the day.
در فیلم، قایق رویایی روز را نجات داد.
everyone at the party was talking about that dreamboat.
همه در مهمانی درباره آن قایق رویایی صحبت میکردند.
she felt like a dreamboat when she wore that dress.
وقتی آن لباس را پوشید احساس کرد مثل یک قایق رویایی است.
his charming smile made him a total dreamboat.
لبخند جذابش او را به یک قایق رویایی کامل تبدیل کرد.
they called him the dreamboat of the football team.
آنها او را قایق رویایی تیم فوتبال صدا زدند.
she wrote a song about her dreamboat.
او درباره قایق رویاییاش یک آهنگ نوشت.
that actor is considered a dreamboat by many fans.
بسیاری از طرفداران آن بازیگر را یک قایق رویایی میدانند.
he has the looks and charm of a dreamboat.
او ظاهر و جذابیت یک قایق رویایی را دارد.
she daydreamed about her perfect dreamboat.
او درباره قایق رویایی بینقص خود رویاپردازی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید