dreamlike

[ایالات متحده]/'drimlaɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه یک رویا، مبهم.

جملات نمونه

The painting had a dreamlike quality to it.

تابلو دارای کیفیتی رویایی بود.

She described the experience as dreamlike.

او این تجربه را رویایی توصیف کرد.

The music created a dreamlike atmosphere in the room.

موسیقی فضایی رویایی در اتاق ایجاد کرد.

The movie had a dreamlike sequence that captivated the audience.

فیلم دارای یک سکانس رویایی بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

The sunset painted the sky in dreamlike hues of pink and orange.

غروب خورشید آسمان را با رنگ‌های صورتی و نارنجی رویایی رنگ آمیزی کرد.

The garden looked dreamlike with its colorful flowers and soft lighting.

باغ با گل‌های رنگارنگ و نورپردازی ملایم خود رویایی به نظر می‌رسید.

She had a dreamlike vision of floating through the clouds.

او یک دید رویایی از شناور شدن در میان ابرها داشت.

The ballet performance was like a dreamlike fairy tale come to life.

اجرای باله مانند یک داستان رویایی افسانه‌ای که زنده شده بود، بود.

The old castle had a dreamlike quality that transported visitors to another time.

قلعه‌ی قدیمی دارای کیفیتی رویایی بود که بازدیدکنندگان را به زمان دیگری منتقل می‌کرد.

The misty forest had a dreamlike aura that made it feel enchanted.

جنگل مه آلود دارای حال و هوای رویایی بود که باعث می‌شد احساس جادو کند.

نمونه‌های واقعی

Instead he seemed to slide, dreamlike, across two aisles and up a third.

در عوض، به نظر می‌رسید که به آرامی، مانند یک رویا، از دو راهرو عبور کرده و به طبقه سوم رفته است.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

The past week with its shimmering, dreamlike beauty, its crowded hours of happiness, was gone.

هفته گذشته با زیبایی درخشان و رویایی، و ساعات شادش از بین رفته بود.

منبع: Gone with the Wind

In an almost dreamlike state, he pulled his wand out and turned to leave the kitchen.

در حالت تقریباً رویایی، چوبدستی خود را بیرون کشید و برای ترک آشپزخانه چرخید.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

Still pale, still dreamlike in his beauty, but no longer the fantastic sparkling creature of our sunlit afternoon.

هنوز رنگ‌پریده، هنوز رویایی در زیبایی‌اش، اما دیگر آن موجود جادویی و درخشان بعد از ظهر آفتابی ما نبود.

منبع: Twilight: Eclipse

He and Stanislavski clashed often. A Stanislavski wanted realism and Meyerhold wanted a theater that was unashamedly theatrical and dreamlike.

او و استانیسلاوسکی اغلب با هم اختلاف داشتند. استانیسلاوسکی واقع‌گرایی می‌خواست و مایرولد تئاتری می‌خواست که به طور آشکار نمایشی و رویایی باشد.

منبع: Crash Course in Drama

It's almost like this dreamlike quality where you can use AI to accentuate the best aspects of the real world.

تقریباً مانند این کیفیت رویایی است که می‌توانید از هوش مصنوعی برای برجسته کردن بهترین جنبه‌های دنیای واقعی استفاده کنید.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

It felt like the house had suddenly woken from a dreamlike state.

احساس می‌شد که خانه ناگهان از حالت رویایی بیدار شده است.

منبع: Me Before You

But this stupendous fragmentariness heightened the dreamlike strangeness of her bridal life.

اما این پراکندگی فوق‌العاده، غریبی رویایی زندگی زناشویی او را بیشتر کرد.

منبع: Middlemarch (Part Two)

Raven, Bran Stark has learned how to travel through time in dreamlike visions.

راون، بران استارک یاد گرفته است که در زمان در دیدارهای رویایی سفر کند.

منبع: Pop culture

I remember that dreamlike candlelight like a dream that you can't quite place.

من آن شمع‌سوزی رویایی را به یاد دارم مانند رویایی که نمی‌توانید به طور کامل آن را به خاطر بیاورید.

منبع: "Hamilton" Musical Highlights

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید