drilled

[ایالات متحده]/drɪld/
[بریتانیا]/drɪld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی drill؛ برای ایجاد یک سوراخ با مته؛ برای تمرین یا آموزش

عبارات و ترکیب‌ها

drilled holes

سوراخ‌های سوراخکاری شده

drilled down

به عمق سوراخ کرد

drilled team

تیم سوراخکاری

drilled well

چاه سوراخکاری شده

drilled skills

مهارت‌های سوراخکاری

drilled practice

تمرین سوراخکاری

drilled method

روش سوراخکاری

drilled procedure

روش کار سوراخکاری

drilled focus

تمرکز سوراخکاری

drilled instruction

دستورالعمل سوراخکاری

جملات نمونه

the team drilled a hole in the ground for the new project.

تیم یک سوراخ در زمین برای پروژه جدید حفر کرد.

she drilled the students on the math problems before the exam.

او دانش آموزان را در مورد مسائل ریاضی قبل از امتحان آموزش داد.

he drilled into the wood to create a perfect joint.

او برای ایجاد یک اتصال عالی، در چوب سوراخ ایجاد کرد.

the coach drilled the players on their techniques.

مربی بازیکنان را در مورد تکنیک هایشان آموزش داد.

they drilled for oil in the remote area.

آنها در منطقه دورافتاده به دنبال نفت حفاری کردند.

she drilled the holes evenly to ensure accuracy.

او سوراخ ها را به طور مساوی سوراخ کرد تا از دقت اطمینان حاصل شود.

we drilled a series of questions into our minds for the interview.

ما مجموعه‌ای از سؤالات را برای مصاحبه در ذهن خود جای دادیم.

the workers drilled through the rock to lay the foundation.

کارهایگران برای ساختن پایه، از طریق سنگ حفاری کردند.

he drilled the concept into his students' heads.

او مفهوم را در ذهن دانش آموزان خود جای داد.

the construction team drilled into the earth to find water.

تیم ساختمانی برای یافتن آب در زمین حفاری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید