dustiness

[ایالات متحده]/ˈdʌstɪnəs/
[بریتانیا]/ˈdʌstɪnəs/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت گردآلود بودن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dustiness level

سطح غبار

high dustiness

غبار زیاد

dustiness measurement

اندازه گیری غبار

dustiness control

کنترل غبار

excessive dustiness

غبار بیش از حد

dustiness reduction

کاهش غبار

dustiness factor

ضریب غبار

dustiness issue

مشکل غبار

dustiness analysis

تجزیه و تحلیل غبار

dustiness source

منبع غبار

جملات نمونه

the dustiness in the room made it hard to breathe.

گرد و غبار در اتاق باعث می‌شد نفس کشیدن سخت باشد.

she wiped the dustiness off the shelf with a cloth.

او گرد و غبار را با یک پارچه از روی قفسه پاک کرد.

the dustiness of the old books added to their charm.

گرد و غبار کتاب‌های قدیمی به جذابیت آن‌ها افزود.

after the construction, the dustiness filled the air.

پس از ساخت و ساز، گرد و غبار هوا را پر کرد.

regular cleaning can reduce the dustiness of your home.

تمیز کردن منظم می‌تواند گرد و غبار خانه شما را کاهش دهد.

the dustiness outside made it difficult to see.

گرد و غبار بیرون باعث می‌شد دیدن سخت باشد.

he complained about the dustiness of the old attic.

او در مورد گرد و غبار پشت‌بام قدیمی شکایت کرد.

the dustiness of the air can trigger allergies.

گرد و غبار هوا می‌تواند باعث ایجاد آلرژی شود.

she noticed the dustiness accumulating on her desk.

او متوجه شد که گرد و غبار روی میزش جمع شده است.

the dustiness of the road made driving difficult.

گرد و غبار جاده رانندگی را دشوار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید