dwarfing

[ایالات متحده]/ˈdwɔːfɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdwɔrfɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.بیماری که باعث رشد کوتاه می‌شود
adj.کوتاه یا کوتوله
v.کوچک کردن یا کوتاه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

dwarfing effect

اثر کوتوله‌سازی

dwarfing species

گونه‌های کوتوله

dwarfing factors

عوامل کوتوله‌سازی

dwarfing trees

درختان کوتوله

dwarfing plants

گیاهان کوتوله

dwarfing effects

اثرات کوتوله‌سازی

dwarfing genes

ژنو کوتوله‌سازی

dwarfing varieties

گونه‌های کوتوله

dwarfing growth

رشد کوتوله

dwarfing characteristics

ویژگی‌های کوتوله‌سازی

جملات نمونه

the tall buildings are dwarfing the surrounding houses.

ساختمان‌های بلند، خانه‌های اطراف را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.

his achievements are dwarfing those of his peers.

دستاوردهای او، دستاوردهای همسالانش را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

the mountain range is dwarfing the valley below.

منطقه کوهستانی، دره زیرین را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

her success is dwarfing all previous records.

موفقیت او، تمام رکوردهای قبلی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

the new technology is dwarfing older methods.

فناوری جدید، روش‌های قدیمی‌تر را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

the massive statue is dwarfing the people around it.

مجسمه عظیم‌الجثه، افراد اطراف آن را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

the company's profits are dwarfing those of its competitors.

سود شرکت، سود رقبا را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

the storm clouds are dwarfing the clear sky.

ابر‌های طوفانی، آسمان صاف را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.

the new skyscraper is dwarfing the entire city skyline.

برج جدید، کل خط افق شهر را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

the athlete's performance is dwarfing his previous best.

عملکرد ورزشکار، بهترین عملکرد قبلی او را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید