easels

[ایالات متحده]/ˈiːzəlz/
[بریتانیا]/ˈiːzəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بوم‌های نقاشی

عبارات و ترکیب‌ها

art easels

استندهای هنری

display easels

استندهای نمایش

wooden easels

استندهای چوبی

metal easels

استندهای فلزی

folding easels

استندهای تاشو

table easels

استندهای میز

canvas easels

استندهای بوم نقاشی

portable easels

استندهای قابل حمل

easels for painting

استند برای نقاشی

easels for artists

استند برای هنرمندان

جملات نمونه

artists often use easels to display their work.

هنرمندان اغلب از سخنگ‌ها برای نمایش آثار خود استفاده می‌کنند.

she set up her easel in the park to paint the scenery.

او برای نقاشی منظره، سخنگ خود را در پارک نصب کرد.

the easels were arranged in a circle for the art class.

سخنگ‌ها به شکل دایره‌ای برای کلاس هنر چیده شده بودند.

he prefers wooden easels for their stability.

او ترجیح می‌دهد از سخنگ‌های چوبی به دلیل استحکام آن‌ها استفاده کند.

many students brought their easels to the outdoor workshop.

بسیاری از دانش‌آموزان سخنگ‌های خود را به کارگاه فضای باز آوردند.

her easel was covered with paint splatters from previous projects.

سخنگ او با لکه‌های رنگ از پروژه‌های قبلی پوشیده شده بود.

he adjusted the height of his easel to get a better angle.

او ارتفاع سخنگ خود را تنظیم کرد تا زاویه بهتری داشته باشد.

the gallery featured easels displaying various artworks.

گالری دارای سخنگ‌هایی بود که آثار هنری مختلف را به نمایش می‌گذاشت.

she prefers to work on a portable easel when traveling.

او ترجیح می‌دهد هنگام سفر روی یک سخنگ قابل حمل کار کند.

setting up the easels took longer than expected.

نصب سخنگ‌ها بیشتر از حد انتظار طول کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید