art easels
استندهای هنری
display easels
استندهای نمایش
wooden easels
استندهای چوبی
metal easels
استندهای فلزی
folding easels
استندهای تاشو
table easels
استندهای میز
canvas easels
استندهای بوم نقاشی
portable easels
استندهای قابل حمل
easels for painting
استند برای نقاشی
easels for artists
استند برای هنرمندان
artists often use easels to display their work.
هنرمندان اغلب از سخنگها برای نمایش آثار خود استفاده میکنند.
she set up her easel in the park to paint the scenery.
او برای نقاشی منظره، سخنگ خود را در پارک نصب کرد.
the easels were arranged in a circle for the art class.
سخنگها به شکل دایرهای برای کلاس هنر چیده شده بودند.
he prefers wooden easels for their stability.
او ترجیح میدهد از سخنگهای چوبی به دلیل استحکام آنها استفاده کند.
many students brought their easels to the outdoor workshop.
بسیاری از دانشآموزان سخنگهای خود را به کارگاه فضای باز آوردند.
her easel was covered with paint splatters from previous projects.
سخنگ او با لکههای رنگ از پروژههای قبلی پوشیده شده بود.
he adjusted the height of his easel to get a better angle.
او ارتفاع سخنگ خود را تنظیم کرد تا زاویه بهتری داشته باشد.
the gallery featured easels displaying various artworks.
گالری دارای سخنگهایی بود که آثار هنری مختلف را به نمایش میگذاشت.
she prefers to work on a portable easel when traveling.
او ترجیح میدهد هنگام سفر روی یک سخنگ قابل حمل کار کند.
setting up the easels took longer than expected.
نصب سخنگها بیشتر از حد انتظار طول کشید.
art easels
استندهای هنری
display easels
استندهای نمایش
wooden easels
استندهای چوبی
metal easels
استندهای فلزی
folding easels
استندهای تاشو
table easels
استندهای میز
canvas easels
استندهای بوم نقاشی
portable easels
استندهای قابل حمل
easels for painting
استند برای نقاشی
easels for artists
استند برای هنرمندان
artists often use easels to display their work.
هنرمندان اغلب از سخنگها برای نمایش آثار خود استفاده میکنند.
she set up her easel in the park to paint the scenery.
او برای نقاشی منظره، سخنگ خود را در پارک نصب کرد.
the easels were arranged in a circle for the art class.
سخنگها به شکل دایرهای برای کلاس هنر چیده شده بودند.
he prefers wooden easels for their stability.
او ترجیح میدهد از سخنگهای چوبی به دلیل استحکام آنها استفاده کند.
many students brought their easels to the outdoor workshop.
بسیاری از دانشآموزان سخنگهای خود را به کارگاه فضای باز آوردند.
her easel was covered with paint splatters from previous projects.
سخنگ او با لکههای رنگ از پروژههای قبلی پوشیده شده بود.
he adjusted the height of his easel to get a better angle.
او ارتفاع سخنگ خود را تنظیم کرد تا زاویه بهتری داشته باشد.
the gallery featured easels displaying various artworks.
گالری دارای سخنگهایی بود که آثار هنری مختلف را به نمایش میگذاشت.
she prefers to work on a portable easel when traveling.
او ترجیح میدهد هنگام سفر روی یک سخنگ قابل حمل کار کند.
setting up the easels took longer than expected.
نصب سخنگها بیشتر از حد انتظار طول کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید