egg-shaped object
شیء به شکل تخم مرغ
an egg-shaped room
یک اتاق به شکل تخم مرغ
egg-shaped design
طراحی به شکل تخم مرغ
becoming egg-shaped
در حال شکل گرفتن به شکل تخم مرغ
egg-shaped stone
سنگ به شکل تخم مرغ
egg-shaped vessel
ظرف به شکل تخم مرغ
an egg-shaped curve
یک منحنی به شکل تخم مرغ
egg-shaped shell
پوسته به شکل تخم مرغ
finding egg-shaped
یافتن به شکل تخم مرغ
egg-shaped crater
کرater به شکل تخم مرغ
the stone was a peculiar, egg-shaped object found near the river.
سنگ یک شیء غیرمعمول به شکل تخم مرغ بود که نزدیک رودخانه یافته شده بود.
she held the smooth, egg-shaped paperweight in her hand, admiring its design.
او تخم مرغی به شکل تخم مرغ را در دست خود نگه داشت و طراحی آن را تحسین می کرد.
the artist sculpted an egg-shaped vase from clay, showcasing his skill.
هنرمند یک فیلیش به شکل تخم مرغ را از خمیر سculpt کرد تا مهارت خود را نشان دهد.
the cave contained an egg-shaped formation of stalactites and stalagmites.
این غار شامل یک شکل تخم مرغی از شمع های سقفی و زمینی بود.
he found a small, egg-shaped fossil embedded in the sandstone.
او یک فسیل کوچک به شکل تخم مرغ را که در سنگ ماسه ای جاسازی شده بود، پیدا کرد.
the child’s toy was a brightly colored, egg-shaped rattle.
لوازم بازی کودک یک سرکه رنگارنگ به شکل تخم مرغ بود.
the architect designed an egg-shaped building with a unique facade.
معمار یک ساختمان به شکل تخم مرغ با یک نمای منحصر به فرد طراحی کرد.
the bird laid an egg-shaped stone in its nest, a curious behavior.
پرنده یک سنگ به شکل تخم مرغ را در نشیب خود قرار داد، رفتاری عجیب.
the geode revealed an egg-shaped cavity filled with amethyst crystals.
جئود یک خلأ به شکل تخم مرغ پر از بلورهای آمفیست را آشکار کرد.
the company logo was a simple, egg-shaped design representing growth.
لوگوی شرکت یک طراحی ساده به شکل تخم مرغ بود که رشد را نمایش می داد.
she collected unusual rocks, including a perfectly egg-shaped piece of jasper.
او سنگ های غیرمعمولی جمع آوری کرد، از جمله یک قطعه یاسپر به شکل تخم مرغ کاملاً منظم.
egg-shaped object
شیء به شکل تخم مرغ
an egg-shaped room
یک اتاق به شکل تخم مرغ
egg-shaped design
طراحی به شکل تخم مرغ
becoming egg-shaped
در حال شکل گرفتن به شکل تخم مرغ
egg-shaped stone
سنگ به شکل تخم مرغ
egg-shaped vessel
ظرف به شکل تخم مرغ
an egg-shaped curve
یک منحنی به شکل تخم مرغ
egg-shaped shell
پوسته به شکل تخم مرغ
finding egg-shaped
یافتن به شکل تخم مرغ
egg-shaped crater
کرater به شکل تخم مرغ
the stone was a peculiar, egg-shaped object found near the river.
سنگ یک شیء غیرمعمول به شکل تخم مرغ بود که نزدیک رودخانه یافته شده بود.
she held the smooth, egg-shaped paperweight in her hand, admiring its design.
او تخم مرغی به شکل تخم مرغ را در دست خود نگه داشت و طراحی آن را تحسین می کرد.
the artist sculpted an egg-shaped vase from clay, showcasing his skill.
هنرمند یک فیلیش به شکل تخم مرغ را از خمیر سculpt کرد تا مهارت خود را نشان دهد.
the cave contained an egg-shaped formation of stalactites and stalagmites.
این غار شامل یک شکل تخم مرغی از شمع های سقفی و زمینی بود.
he found a small, egg-shaped fossil embedded in the sandstone.
او یک فسیل کوچک به شکل تخم مرغ را که در سنگ ماسه ای جاسازی شده بود، پیدا کرد.
the child’s toy was a brightly colored, egg-shaped rattle.
لوازم بازی کودک یک سرکه رنگارنگ به شکل تخم مرغ بود.
the architect designed an egg-shaped building with a unique facade.
معمار یک ساختمان به شکل تخم مرغ با یک نمای منحصر به فرد طراحی کرد.
the bird laid an egg-shaped stone in its nest, a curious behavior.
پرنده یک سنگ به شکل تخم مرغ را در نشیب خود قرار داد، رفتاری عجیب.
the geode revealed an egg-shaped cavity filled with amethyst crystals.
جئود یک خلأ به شکل تخم مرغ پر از بلورهای آمفیست را آشکار کرد.
the company logo was a simple, egg-shaped design representing growth.
لوگوی شرکت یک طراحی ساده به شکل تخم مرغ بود که رشد را نمایش می داد.
she collected unusual rocks, including a perfectly egg-shaped piece of jasper.
او سنگ های غیرمعمولی جمع آوری کرد، از جمله یک قطعه یاسپر به شکل تخم مرغ کاملاً منظم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید