elaborately

[ایالات متحده]/i'læbərətli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با دقت و جزئیات بسیار در طراحی یا craftsmanship.

جملات نمونه

an all-woman troupe elaborately costumed in clinging silver lame.

یک گروه تمام زن با لباس‌های پیچیده و چسبنده از جنس نقره.

The critics roasted the elaborately staged work.

منتقدان اثر صحنه پردازی شده را به شدت مورد انتقاد قرار دادند.

decorate the room elaborately

تزئین اتاق را به طور مفصل

plan the event elaborately

برنامه‌ریزی رویداد را به طور مفصل

design the costume elaborately

طراحی لباس را به طور مفصل

prepare a meal elaborately

آماده کردن غذا را به طور مفصل

wrap the gift elaborately

بسته‌بندی هدیه را به طور مفصل

write a letter elaborately

نوشتن نامه را به طور مفصل

construct the building elaborately

ساختمان را به طور مفصل بسازید

arrange the flowers elaborately

گل ها را به طور مفصل بچینید

present the idea elaborately

ایده را به طور مفصل ارائه دهید

describe the scene elaborately

صحنه را به طور مفصل توصیف کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید