lavishly

[ایالات متحده]/'læviʃli/
[بریتانیا]/ˈlævɪʃlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای اسراف‌کارانه و فراوان

عبارات و ترکیب‌ها

lavishly decorated

به شکلی مجلل تزئین شده

lavishly furnished

به طرز مجلل

lavishly spending

هزینه کردن به طرز مجلل

جملات نمونه

His house was lavishly adorned.

خانه او به شکلی مجلل تزئین شده بود.

spent lavishly on dinner just for effect.

فقط برای ایجاد تاثیر، به شکل مجلل برای شام هزینه کرد.

The book is lavishly illustrated in full colour.

کتاب به طور مجلل با رنگ کامل مصور شده است.

The room was lavishly decorated with tinsel and holly.

اتاق به شکلی مجلل با روبان و سرخود در تزئین شده بود.

The Bradfords always entertained lavishly at Christmas.

خانواده برادفورد همیشه در کریسمس به شکلی مجلل مهمانی برگزار می‌کردند.

when directors are fired, they should not be lavishly paid off.

وقتی مدیران اخراج می‌شوند، نباید به شکل مجلل پرداخت شوند.

He went on spending lavishly until his money was at the end.

او به خرج کردن به شکل مجلل ادامه داد تا پولش تمام شد.

members of Congress have been lavishly wined and dined by lobbyists for years.

برای سال‌ها، اعضای کنگره توسط لابی‌گران به شکلی مجلل شراب و غذا خوردند.

The milliner swirled tulle lavishly above the brim of the hat. See also Synonyms at resort

صطلاح‌ساز به طرز پر زرق و برق‌ توری را بالای لبه کلاه چرخاند. همچنین به مترادف‌ها در resort مراجعه کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید