elicited

[ایالات متحده]/ɪˈlɪsɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪˈlɪsɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مفعولی elicit

عبارات و ترکیب‌ها

elicited response

پاسخ‌های استخراج‌شده

elicited feedback

بازخورد استخراج‌شده

elicited emotions

احساسات استخراج‌شده

elicited information

اطلاعات استخراج‌شده

elicited interest

علاقه استخراج‌شده

elicited reactions

واکنش‌های استخراج‌شده

elicited behavior

رفتار استخراج‌شده

elicited questions

سوالات استخراج‌شده

elicited responses

پاسخ‌های استخراج‌شده

elicited thoughts

افکار استخراج‌شده

جملات نمونه

the teacher elicited thoughtful responses from the students.

معلم پاسخ‌های продуманный از دانش‌آموزان دریافت کرد.

her speech elicited a strong emotional reaction from the audience.

سخنرانی او یک واکنش عاطفی قوی از مخاطبان برانگیخت.

the experiment elicited unexpected results.

آزمایش نتایج غیرمنتظره‌ای به دست آورد.

the detective's questions elicited crucial information.

سوالات کارآگاه اطلاعات حیاتی را آشکار کرد.

his performance elicited a standing ovation.

اجرای او تشویق ایستاده را برانگیخت.

the documentary elicited a lot of discussion among viewers.

مستند بحث‌های زیادی را در بین بینندگان برانگیخت.

the survey elicited feedback from a diverse group of participants.

نظرسنجی بازخورد را از یک گروه متنوع از شرکت کنندگان دریافت کرد.

his comments elicited laughter from the crowd.

نظرات او خنده را از جمعیت برانگیخت.

the new policy elicited mixed reactions from the public.

سیاست جدید واکنش‌های متفاوتی را از مردم برانگیخت.

the artist's work elicited admiration from critics.

کارهای هنرمند تحسین منتقدان را برانگیخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید