aroused

[ایالات متحده]/[əˈraʊzd]/
[بریتانیا]/[əˈraʊzd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. هیجان‌زده؛ تحریک‌شده
v. بیدار کردن کسی از خواب؛ برانگیختن احساسات، به ویژه رمانتیک یا جنسی؛ ایجاد علاقه یا هیجان

عبارات و ترکیب‌ها

aroused suspicion

برانگیختن شک

aroused anger

برانگیختن خشم

deeply aroused

به شدت برانگیخته

aroused emotions

احساسات برانگیخته

aroused hopes

امیدها را برانگیخت

aroused debate

بحث را برانگیخت

aroused feelings

احساسات را برانگیخت

aroused concern

نگرانی را برانگیخت

جملات نمونه

the passionate music aroused a feeling of nostalgia in me.

موسیقی پرشور، احساس نوستالژی را در من برانگیخت.

his speech aroused considerable debate among the students.

سخنرانی او بحث‌های قابل توجهی را در بین دانش‌آموزان برانگیخت.

the beautiful sunset aroused a sense of wonder.

غروب زیبای خورشید، حسی از شگفتی را برانگیخت.

the news of her promotion aroused envy in some colleagues.

خبر ارتقای او، حسادت را در برخی از همکاران برانگیخت.

the controversial article aroused strong reactions from readers.

مقاله جنجالی، واکنش‌های شدیدی را از خوانندگان برانگیخت.

the detective's questions aroused suspicion in the suspect.

سوالات کارآگاه، شک را در مظنون برانگیخت.

the vibrant colors of the painting aroused my curiosity.

رنگ‌های زنده نقاشی، کنجکاوی من را برانگیخت.

the challenging puzzle aroused a desire to solve it.

معمای چالش‌برانگیز، تمایل به حل آن را برانگیخت.

the scent of freshly baked bread aroused my appetite.

بوی نان تازه پخته شده، اشتهای من را برانگیخت.

the film aroused a lot of discussion about ethical issues.

فیلم بحث‌های زیادی را در مورد مسائل اخلاقی برانگیخت.

the possibility of travel aroused excitement in the children.

احتمال سفر، هیجان را در کودکان برانگیخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید