eloquently

[ایالات متحده]/'eləkwəntli/
[بریتانیا]/ˈ ɛlək wəntlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با فصاحت؛ به طرز بسیار بیانی.

جملات نمونه

I was toasted by him most eloquently at the dinner.

او با کلاماتی شیوا و بلیغ در شام من را مورد خطاب قرار داد.

She spoke eloquently about the need for action.

او به شکلی شیوا در مورد ضرورت اقدام صحبت کرد.

The poet eloquently expresses the sense of lost innocence.

شاعر به شکلی شیوا حس از دست دادن معصومیت را بیان می‌کند.

She spoke eloquently about the importance of education.

او به شکلی شیوا در مورد اهمیت آموزش صحبت کرد.

The professor eloquently explained the complex theory to the students.

استاد به شکلی شیوا و گویا نظریه پیچیده را برای دانشجویان توضیح داد.

He expressed his ideas eloquently in the speech.

او ایده‌های خود را به شکلی شیوا در سخنرانی بیان کرد.

The author eloquently described the beauty of nature in his novel.

نویسنده به شکلی شیوا زیبایی طبیعت را در رمان خود توصیف کرد.

She can eloquently defend her position in a debate.

او می‌تواند به شکلی شیوا از موضع خود در یک بحث دفاع کند.

The poet eloquently captured the emotions of the characters in his poem.

شاعر به شکلی شیوا احساسات شخصیت‌ها را در شعر خود به تصویر کشید.

The CEO eloquently presented the company's vision for the future.

مدیرعامل به شکلی شیوا چشم‌انداز شرکت را برای آینده ارائه کرد.

The artist eloquently conveyed his message through his paintings.

هنرمند به شکلی شیوا پیام خود را از طریق نقاشی‌هایش منتقل کرد.

She eloquently defended her thesis during the academic conference.

او به شکلی شیوا پایان‌نامه خود را در کنفرانس علمی دفاع کرد.

The politician eloquently addressed the concerns of the citizens in his speech.

سیاستمدار به شکلی شیوا به نگرانی‌های شهروندان در سخنرانی خود پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید