elucidatory

[ایالات متحده]/ɪˈluːsɪdətəri/
[بریتانیا]/ɪˈluːsɪˌdeɪtɔri/

ترجمه

adj. روشن کننده; توضیحی

عبارات و ترکیب‌ها

elucidatory notes

یادداشت‌های توضیحی

elucidatory remarks

نظرات توضیحی

elucidatory examples

نمونه‌های توضیحی

elucidatory text

متن توضیحی

elucidatory diagram

نمودار توضیحی

elucidatory guide

راهنمای توضیحی

elucidatory analysis

تجزیه و تحلیل توضیحی

elucidatory context

زمینه توضیحی

elucidatory statement

اظهارات توضیحی

elucidatory presentation

ارائه توضیحی

جملات نمونه

his elucidatory remarks clarified the complex topic.

اظهارات روشنگر او موضوع پیچیده را روشن کرد.

the professor provided an elucidatory explanation for the theory.

این پروفسور یک توضیح روشنگرانه برای نظریه ارائه داد.

she wrote an elucidatory article on climate change.

او یک مقاله روشنگرانه در مورد تغییرات آب و هوا نوشت.

the book contains elucidatory diagrams that aid understanding.

این کتاب شامل نمودارهای روشنگرانه ای است که به درک مطلب کمک می کند.

his elucidatory style makes learning easier.

سبک روشنگرانه او باعث می شود یادگیری آسان تر شود.

we need an elucidatory approach to resolve this issue.

ما به یک رویکرد روشنگرانه برای حل این مشکل نیاز داریم.

the lecturer's elucidatory examples helped the students grasp the concept.

مثال های روشنگرانه استاد به دانش آموزان کمک کرد تا مفهوم را درک کنند.

his elucidatory commentary on the film was insightful.

نظرات روشنگرانه او در مورد فیلم روشنگرانه بود.

they prepared an elucidatory presentation for the conference.

آنها یک ارائه روشنگرانه برای کنفرانس آماده کردند.

her elucidatory insights were appreciated by the audience.

بینش روشنگرانه او توسط مخاطبان مورد استقبال قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید