elves

[ایالات متحده]/ɛlvz/
[بریتانیا]/ɛlvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجودات کوچک با قدرت‌های جادویی، که اغلب به عنوان شیطنت‌آمیز توصیف می‌شوند
Word Forms
جمعelvess

عبارات و ترکیب‌ها

happy elves

اِل‌ف‌های شاد

mischievous elves

اِل‌ف‌های شیطان

magical elves

اِل‌ف‌های جادویی

tiny elves

اِل‌ف‌های کوچک

forest elves

اِل‌ف‌های جنگلی

friendly elves

اِل‌ف‌های دوستانه

wise elves

اِل‌ف‌های خردمند

جملات نمونه

the elves danced gracefully in the moonlight.

الف‌ها با ظرافت در زیر نور ماه می‌رقصیدند.

legends say that elves possess magical powers.

افسانه‌ها می‌گویند الف‌ها دارای قدرت‌های جادویی هستند.

in many stories, elves live in enchanted forests.

در بسیاری از داستان‌ها، الف‌ها در جنگل‌های مسحور زندگی می‌کنند.

elves are often depicted as skilled craftsmen.

الف‌ها اغلب به عنوان صنعتگرانی ماهر به تصویر کشیده می‌شوند.

the elves helped the villagers during the harsh winter.

الف‌ها در طول زمستان سخت به روستاییان کمک کردند.

children love stories about elves and their adventures.

کودکان عاشق داستان‌هایی درباره الف‌ها و ماجراجویی‌هایشان هستند.

elves are known for their keen sense of hearing.

الف‌ها به دلیل داشتن حس شنوایی قوی شناخته می‌شوند.

many cultures celebrate the arrival of elves during festivals.

فرهنگ‌های بسیاری ورود الف‌ها را در جشنواره‌ها جشن می‌گیرند.

in folklore, elves often assist heroes on their quests.

در فولکلور، الف‌ها اغلب به قهرمانان در تلاش‌هایشان کمک می‌کنند.

the elves crafted beautiful jewelry from precious stones.

الف‌ها جواهرات زیبا از سنگ‌های قیمتی ساختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید