emasculates

[ایالات متحده]/ɪˈmæs.kjʊ.leɪts/
[بریتانیا]/ɪˈmæs.kjə.leɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خصی کردن یا حذف ویژگی‌های مردانه؛ تضعیف کردن یا کمتر مؤثر کردن؛ کمتر مردانه یا قوی‌تر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

emasculates men

کاهش قدرت مردان

emasculates society

کاهش قدرت جامعه

emasculates masculinity

کاهش مردانگی

emasculates power

کاهش قدرت

emasculates identity

کاهش هویت

emasculates culture

کاهش فرهنگ

emasculates authority

کاهش اقتدار

emasculates relationships

کاهش روابط

emasculates confidence

کاهش اعتماد به نفس

emasculates values

کاهش ارزش‌ها

جملات نمونه

the harsh criticism emasculates his confidence.

نقد تند اعتماد به نفس او را تحلیل می‌کند.

society often emasculates men by promoting unrealistic standards.

جامعه اغلب مردان را با ترویج استانداردهای غیرواقعی تحلیل می‌کند.

he felt emasculated after losing the competition.

او پس از باختن در مسابقه احساس تحلیل رفتگی کرد.

negative feedback can emasculate a person's motivation.

بازخورد منفی می‌تواند انگیزه یک فرد را تحلیل کند.

the constant demands of work can emasculate creativity.

مطالبات مداوم کاری می‌تواند خلاقیت را تحلیل کند.

being belittled in public emasculates one's dignity.

تحقیر شدن در ملاء عام، عزت و کرامت یک فرد را تحلیل می‌کند.

he feared that expressing vulnerability would emasculate him.

او از این می‌ترسید که ابراز آسیب‌پذیری او را تحلیل کند.

overprotectiveness can sometimes emasculate children.

محافظت بیش از حد گاهی اوقات می‌تواند کودکان را تحلیل کند.

criticism from peers can emasculate a young leader.

انتقاد از همسالان می‌تواند یک رهبر جوان را تحلیل کند.

he believed that the system emasculates those who seek help.

او معتقد بود که سیستم کسانی را که به دنبال کمک هستند، تحلیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید