social embarrassments
موضعهای ناخوشایند اجتماعی
public embarrassments
موضعهای ناخوشایند عمومی
personal embarrassments
موضعهای ناخوشایند شخصی
minor embarrassments
موضعهای ناخوشایند جزئی
major embarrassments
موضعهای ناخوشایند اساسی
past embarrassments
موضعهای ناخوشایند گذشته
funny embarrassments
موضعهای ناخوشایند خندهدار
common embarrassments
موضعهای ناخوشایند رایج
social media embarrassments
موضعهای ناخوشایند رسانه های اجتماعی
unexpected embarrassments
موضعهای ناخوشایند غیرمنتظره
his embarrassments often come at the worst times.
گاهی اوقات خجالتآوریهای او در بدترین زمانها اتفاق میافتند.
she tried to hide her embarrassments during the meeting.
او سعی کرد خجالتآوریهای خود را در طول جلسه پنهان کند.
we all have our embarrassments from time to time.
همه ما گاهی اوقات خجالتآوری داریم.
his childhood embarrassments still haunt him.
خجالتآوریهای دوران کودکی او هنوز هم او را آزار میدهند.
she laughed off her embarrassments to lighten the mood.
او با خنده به خجالتآوریهای خود واکنش نشان داد تا فضا را تلطیف کند.
facing his embarrassments, he learned to be more resilient.
با مواجهه با خجالتآوریهای خود، او یاد گرفت که انعطافپذیرتر باشد.
her embarrassments were a source of inspiration for her art.
خجالتآوریهای او منبع الهام برای هنر او بودند.
he shared his embarrassments with friends to feel better.
او خجالتآوریهای خود را با دوستانش در میان گذاشت تا احساس بهتری داشته باشد.
embarrassments can sometimes lead to funny stories.
خجالتآوریها گاهی اوقات میتوانند منجر به داستانهای خندهدار شوند.
overcoming embarrassments is part of growing up.
غلبه بر خجالتآوریها بخشی از بزرگ شدن است.
social embarrassments
موضعهای ناخوشایند اجتماعی
public embarrassments
موضعهای ناخوشایند عمومی
personal embarrassments
موضعهای ناخوشایند شخصی
minor embarrassments
موضعهای ناخوشایند جزئی
major embarrassments
موضعهای ناخوشایند اساسی
past embarrassments
موضعهای ناخوشایند گذشته
funny embarrassments
موضعهای ناخوشایند خندهدار
common embarrassments
موضعهای ناخوشایند رایج
social media embarrassments
موضعهای ناخوشایند رسانه های اجتماعی
unexpected embarrassments
موضعهای ناخوشایند غیرمنتظره
his embarrassments often come at the worst times.
گاهی اوقات خجالتآوریهای او در بدترین زمانها اتفاق میافتند.
she tried to hide her embarrassments during the meeting.
او سعی کرد خجالتآوریهای خود را در طول جلسه پنهان کند.
we all have our embarrassments from time to time.
همه ما گاهی اوقات خجالتآوری داریم.
his childhood embarrassments still haunt him.
خجالتآوریهای دوران کودکی او هنوز هم او را آزار میدهند.
she laughed off her embarrassments to lighten the mood.
او با خنده به خجالتآوریهای خود واکنش نشان داد تا فضا را تلطیف کند.
facing his embarrassments, he learned to be more resilient.
با مواجهه با خجالتآوریهای خود، او یاد گرفت که انعطافپذیرتر باشد.
her embarrassments were a source of inspiration for her art.
خجالتآوریهای او منبع الهام برای هنر او بودند.
he shared his embarrassments with friends to feel better.
او خجالتآوریهای خود را با دوستانش در میان گذاشت تا احساس بهتری داشته باشد.
embarrassments can sometimes lead to funny stories.
خجالتآوریها گاهی اوقات میتوانند منجر به داستانهای خندهدار شوند.
overcoming embarrassments is part of growing up.
غلبه بر خجالتآوریها بخشی از بزرگ شدن است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید