embellishments

[ایالات متحده]/ɪmˈbɛlɪʃmənts/
[بریتانیا]/ɪmˈbɛlɪʃmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جزئیات یا ویژگی‌های تزئینی; عمل افزودن ویژگی‌های تزئینی; بهبودهایی که برای بهبود ظاهر انجام می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

artistic embellishments

زینت‌های هنری

decorative embellishments

زینت‌های تزئینی

verbal embellishments

زینت‌های کلامی

visual embellishments

زینت‌های بصری

ornamental embellishments

زینت‌های تزئینی

subtle embellishments

زینت‌های ظریف

creative embellishments

زینت‌های خلاقانه

extravagant embellishments

زینت‌های پر زرق و برق

simple embellishments

زینت‌های ساده

artful embellishments

زینت‌های هنرمندانه

جملات نمونه

her dress was adorned with beautiful embellishments.

لباس او با تزئینات زیبا تزئین شده بود.

the artist added embellishments to the painting to enhance its beauty.

هنرمند برای افزایش زیبایی آن، تزئیناتی به نقاشی اضافه کرد.

he prefers simple designs over unnecessary embellishments.

او طرح های ساده را به تزئینات غیر ضروری ترجیح می دهد.

embellishments can make a story more engaging.

تزئینات می تواند یک داستان را جذاب تر کند.

the cake was decorated with colorful embellishments.

کیک با تزئینات رنگارنگ تزئین شده بود.

they used embellishments to create a festive atmosphere.

آنها از تزئینات برای ایجاد فضایی جشن استفاده کردند.

her speech was filled with embellishments that captivated the audience.

سخنرانی او مملو از تزئیناتی بود که مخاطبان را مجذوب خود کرد.

he added embellishments to his resume to make it stand out.

او تزئیناتی به رزومه خود اضافه کرد تا آن را متمایز کند.

the book's cover featured intricate embellishments.

جلد کتاب دارای تزئینات پیچیده بود.

embellishments in fashion can sometimes overshadow the main design.

تزئینات در مد گاهی اوقات می تواند طرح اصلی را تحت الشعاع قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید