embezzled

[ایالات متحده]/ɪmˈbɛzəld/
[بریتانیا]/ɪmˈbɛzəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارک از embezzle

عبارات و ترکیب‌ها

embezzled funds

بودجه‌های اختلاس شده

embezzled money

پول‌های اختلاس شده

embezzled assets

دارایی‌های اختلاس شده

embezzled millions

میلیون‌ها دلار اختلاس شده

embezzled property

املاک اختلاس شده

embezzled cash

پول نقد اختلاس شده

embezzled resources

منابع اختلاس شده

embezzled payments

پرداخت‌های اختلاس شده

embezzled profits

سودهای اختلاس شده

جملات نمونه

the accountant embezzled funds from the company.

محاسب وجوه را از شرکت اختلاس کرد.

he embezzled a large sum before fleeing the country.

او قبل از فرار از کشور مبلغ زیادی را اختلاس کرد.

investigators found evidence that he had embezzled.

تحقیقات نشان داد که او اختلاس کرده است.

the embezzled money was never recovered.

پول اختلاس شده هرگز بازیابی نشد.

the investigation revealed that he had embezzled over a million dollars.

تحقیقات نشان داد که او بیش از یک میلیون دلار اختلاس کرده است.

they implemented strict measures to prevent embezzlement.

آنها اقدامات سختگیرانه ای برای جلوگیری از اختلاس اجرا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید