siphoned funds
پولهای به دست آمده به صورت غیرقانونی
siphoned resources
منابع به دست آمده به صورت غیرقانونی
siphoned profits
سودهای به دست آمده به صورت غیرقانونی
siphoned energy
انرژی به دست آمده به صورت غیرقانونی
siphoned data
اطلاعات به دست آمده به صورت غیرقانونی
siphoned information
اطلاعات به دست آمده به صورت غیرقانونی
siphoned money
پول به دست آمده به صورت غیرقانونی
siphoned chemicals
مواد شیمیایی به دست آمده به صورت غیرقانونی
siphoned liquids
مایعات به دست آمده به صورت غیرقانونی
the thief siphoned money from the bank account.
سارق پول را از حساب بانکی برداشت.
she siphoned fuel from the car into a container.
او سوخت را از ماشین به یک ظرف منتقل کرد.
the company siphoned off funds for personal use.
شرکت بودجه را برای استفاده شخصی برداشت.
they siphoned water from the river for irrigation.
آنها آب را از رودخانه برای آبیاری برداشتند.
he siphoned off the excess wine into another bottle.
او شراب اضافی را به بطری دیگر منتقل کرد.
the project siphoned resources away from other departments.
این پروژه منابع را از سایر بخشها برداشت.
she siphoned off the last bit of syrup for her pancakes.
او آخرین مقدار شربت را برای پنکیکهایش برداشت.
they siphoned air from the balloon to deflate it.
آنها هوا را از بادکنک گرفتند تا آن را از حالت تعلیق خارج کنند.
the corrupt officials siphoned public funds for their own gain.
مقامات فاسد بودجه عمومی را برای منافع خود برداشتند.
she carefully siphoned the liquid into the test tube.
او با دقت مایع را به داخل لوله آزمایش منتقل کرد.
siphoned funds
پولهای به دست آمده به صورت غیرقانونی
siphoned resources
منابع به دست آمده به صورت غیرقانونی
siphoned profits
سودهای به دست آمده به صورت غیرقانونی
siphoned energy
انرژی به دست آمده به صورت غیرقانونی
siphoned data
اطلاعات به دست آمده به صورت غیرقانونی
siphoned information
اطلاعات به دست آمده به صورت غیرقانونی
siphoned money
پول به دست آمده به صورت غیرقانونی
siphoned chemicals
مواد شیمیایی به دست آمده به صورت غیرقانونی
siphoned liquids
مایعات به دست آمده به صورت غیرقانونی
the thief siphoned money from the bank account.
سارق پول را از حساب بانکی برداشت.
she siphoned fuel from the car into a container.
او سوخت را از ماشین به یک ظرف منتقل کرد.
the company siphoned off funds for personal use.
شرکت بودجه را برای استفاده شخصی برداشت.
they siphoned water from the river for irrigation.
آنها آب را از رودخانه برای آبیاری برداشتند.
he siphoned off the excess wine into another bottle.
او شراب اضافی را به بطری دیگر منتقل کرد.
the project siphoned resources away from other departments.
این پروژه منابع را از سایر بخشها برداشت.
she siphoned off the last bit of syrup for her pancakes.
او آخرین مقدار شربت را برای پنکیکهایش برداشت.
they siphoned air from the balloon to deflate it.
آنها هوا را از بادکنک گرفتند تا آن را از حالت تعلیق خارج کنند.
the corrupt officials siphoned public funds for their own gain.
مقامات فاسد بودجه عمومی را برای منافع خود برداشتند.
she carefully siphoned the liquid into the test tube.
او با دقت مایع را به داخل لوله آزمایش منتقل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید