embroidered

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تزئین شده با گلدوزی
Word Forms
زمان گذشتهembroidered
قسمت سوم فعلembroidered

عبارات و ترکیب‌ها

embroidered design

طرح های دوخته شده

hand-embroidered

دست دوز

embroidered clothing

لباس های دوخته شده

جملات نمونه

Her shirt is embroidered with roses.

پیراهن او با گل های رز گلدوزی شده است.

a cloth embroidered all over with roses.

پارچه ای که در همه جا با گل های رز گلدوزی شده است.

She embroidered the dress with flowers.

او لباس را با گل ها گلدوزی کرد.

she had already embroidered a dozen little nighties for the babies.

او از قبل دوازده لباس شب کوچک برای نوزادان گلدوزی کرده بود.

she embroidered her stories with colourful detail.

او داستان‌های خود را با جزئیات رنگارنگ گلدوزی کرد.

She embroidered flowers on the front of the dress.

او گل ها را روی قسمت جلوی لباس گلدوزی کرد.

The main products are chemical (guipure) items including lace, collars, necks, flowers, dollies, patches, tablecloth etc. and embroidered fabrics for garments, tablecloth, curtains, beddings, etc.

محصولات اصلی شامل اقلام شیمیایی (گیپور) از جمله گلدوزی، یقه، گردن، گل، دالی، وصله، رومیزی و پارچه های گلدوزی شده برای لباس، رومیزی، پرده، ملحفه و غیره است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید