promotes

[ایالات متحده]/prəˈməʊts/
[بریتانیا]/prəˈmoʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پیشبردن یا تشویق کردن؛ ارتقاء به موقعیت بالاتر؛ فروش یا تبلیغ کردن؛ ارتقاء دانش‌آموزان به کلاس بعدی

عبارات و ترکیب‌ها

promotes health

ترویج سلامتی

promotes growth

ترویج رشد

promotes education

ترویج آموزش

promotes awareness

ترویج آگاهی

promotes innovation

ترویج نوآوری

promotes equality

ترویج برابری

promotes safety

ترویج ایمنی

promotes sustainability

ترویج پایداری

promotes collaboration

ترویج همکاری

promotes participation

ترویج مشارکت

جملات نمونه

the new policy promotes environmental sustainability.

سیاست جدید، ترویج پایداری محیط زیست را می‌کند.

regular exercise promotes good health.

ورزش منظم، ترویج سلامتی را می‌کند.

the campaign promotes awareness of mental health issues.

این کمپین، ترویج آگاهی از مسائل بهداشت روان را می‌کند.

reading promotes cognitive development in children.

مطالعه، ترویج رشد شناختی در کودکان را می‌کند.

the program promotes community engagement through volunteering.

این برنامه، ترویج مشارکت جامعه از طریق داوطلبی را می‌کند.

healthy eating promotes overall well-being.

تغذیه سالم، ترویج سلامت کلی را می‌کند.

the initiative promotes diversity and inclusion in the workplace.

این طرح، ترویج تنوع و شمول در محیط کار را می‌کند.

the school promotes a culture of respect among students.

این مدرسه، ترویج فرهنگ احترام بین دانش‌آموزان را می‌کند.

technology promotes efficiency in business operations.

فناوری، ترویج کارایی در عملیات کسب و کار را می‌کند.

the festival promotes local artists and their work.

این جشنواره، ترویج هنرمندان محلی و آثارشان را می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید