enigmas

[ایالات متحده]/ɪˈnɪɡ.mə/
[بریتانیا]/ɪˈnɪɡ.məz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مشکلات، مردم، چیزها یا وضعیت‌های مرموز؛ معماها

عبارات و ترکیب‌ها

solving enigmas

حل معماها

ancient enigmas

معماهای باستانی

unraveling enigmas

گشودن معماها

hidden enigmas

معماهای پنهان

enigmas revealed

معماهای آشکار شده

enigmas abound

معماها فراوان هستند

enigmas explained

معماها توضیح داده شدند

enigmas of history

معماهای تاریخ

enigmas of life

معماهای زندگی

enigmas in art

معماها در هنر

جملات نمونه

the universe is full of enigmas waiting to be solved.

کیهان پر از معماهایی است که منتظر حل شدن هستند.

she loves to explore the enigmas of ancient civilizations.

او عاشق کشف معماهای تمدن های باستانی است.

his mind is a labyrinth of enigmas and secrets.

ذهنش هزارتوی معماها و رازهاست.

scientists are trying to unravel the enigmas of dark matter.

دانشمندان در تلاشند تا معماهای ماده تاریک را کشف کنند.

many literary works are filled with enigmas that provoke thought.

بسیاری از آثار ادبی با معماهایی پر شده اند که تفکر را برمی انگیزند.

life is full of enigmas that challenge our understanding.

زندگی سرشار از معماهایی است که درک ما را به چالش می کشد.

she found joy in solving the enigmas presented in the puzzles.

او از حل معماهای ارائه شده در معماها لذت برد.

the detective was skilled at cracking the most complex enigmas.

مامور پلیس در شکستن پیچیده ترین معماها مهارت داشت.

philosophers often ponder the enigmas of existence.

فیلسوفان اغلب در مورد معماهای وجود فکر می کنند.

there are many enigmas in nature that scientists are yet to explain.

معماهای زیادی در طبیعت وجود دارد که دانشمندان هنوز موفق به توضیح آنها نشده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید