enquirer

[ایالات متحده]/in'kwaiərə(r)/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سوال کننده، محقق
Word Forms
جمعenquirers

جملات نمونه

an enquirer of truth

یک جستجوگر حقیقت

to be an enquirer after knowledge

به دنبال دانش بودن

to act as an enquirer

به عنوان یک پرسشگر عمل کردن

to be an enquirer into the mysteries of nature

به عنوان یک پرسشگر در مورد اسرار طبیعت

to satisfy the enquirer

رضایت دادن به پرسشگر

to answer the enquirer's questions

پاسخ دادن به سوالات پرسشگر

to assist the enquirer in finding information

کمک به پرسشگر در یافتن اطلاعات

to welcome the enquirer's curiosity

خوش آمد گفتن به کنجکاوی پرسشگر

to encourage the enquirer to seek more knowledge

تشویق پرسشگر به جستجوی دانش بیشتر

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید