ensures

[ایالات متحده]/ɪnˈʃʊəz/
[بریتانیا]/ɪnˈʃʊrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اطمینان حاصل کردن که چیزی اتفاق می‌افتد؛ تضمین یا تأمین کردن؛ ایمن کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ensures safety

تضمین ایمنی

ensures quality

تضمین کیفیت

ensures success

تضمین موفقیت

ensures compliance

تضمین انطباق

ensures accuracy

تضمین دقت

ensures efficiency

تضمین کارایی

ensures reliability

تضمین قابلیت اطمینان

ensures progress

تضمین پیشرفت

ensures satisfaction

تضمین رضایت

ensures protection

تضمین محافظت

جملات نمونه

the training program ensures that all employees are well-prepared.

برنامه آموزشی تضمین می‌کند که همه کارمندان به خوبی آماده هستند.

this policy ensures equal opportunities for all candidates.

این سیاست فرصت‌های برابر را برای همه نامزدها تضمین می‌کند.

the new software ensures data security and privacy.

نرم‌افزار جدید امنیت و حریم خصوصی داده‌ها را تضمین می‌کند.

the quality control process ensures high standards in production.

فرآیند کنترل کیفیت، استانداردهای بالای تولید را تضمین می‌کند.

this agreement ensures timely delivery of goods.

این توافقنامه تحویل به موقع کالاها را تضمین می‌کند.

the teacher ensures that every student understands the material.

معلم اطمینان حاصل می‌کند که هر دانش آموزی مطالب را درک می‌کند.

the safety measures ensure a secure environment for everyone.

اقدامات ایمنی محیطی امن را برای همه افراد تضمین می‌کند.

the maintenance schedule ensures the equipment runs smoothly.

برنامه تعمیر و نگهداری اطمینان حاصل می‌کند که تجهیزات به طور روان کار می‌کنند.

the system ensures accurate tracking of inventory levels.

این سیستم اطمینان حاصل می‌کند که سطح موجودی به طور دقیق ردیابی می‌شود.

the guidelines ensure consistency in the application process.

این دستورالعمل‌ها، سازگاری در فرآیند درخواست را تضمین می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید