entices

[ایالات متحده]/ɪnˈtaɪsɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈtaɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای جلب یا وسوسه کردن با ارائه لذت یا مزیت

عبارات و ترکیب‌ها

entices customers

جذب مشتریان

entices buyers

جذب خریداران

entices investors

جذب سرمایه گذاران

entices visitors

جذب بازدیدکنندگان

entices talent

جذب استعدادها

entices attention

جذب توجه

entices interest

جذب علاقه

entices engagement

جذب مشارکت

entices consumers

جذب مصرف کنندگان

entices prospects

جذب مشتریان بالقوه

جملات نمونه

she entices customers with special offers.

او مشتریان را با پیشنهادهای ویژه اغوا می‌کند.

the aroma of fresh bread entices passersby.

بوی خوش نان تازه رهگذران را اغوا می‌کند.

his charm entices many to follow him.

جاذبه او باعث می‌شود بسیاری او را دنبال کنند.

the beautiful landscape entices tourists.

مناظر زیبای، گردشگران را اغوا می‌کند.

she entices her audience with captivating stories.

او مخاطبان خود را با داستان‌های جذاب اغوا می‌کند.

the promise of adventure entices thrill-seekers.

وعده ماجراجویی، افراد ماجراجو را اغوا می‌کند.

his proposal entices investors to join the project.

پیشنهاد او سرمایه‌گذاران را به پیوستن به پروژه ترغیب می‌کند.

the vibrant colors of the market entices shoppers.

رنگ‌های زنده بازار، خریداران را اغوا می‌کند.

the idea of luxury living entices many homebuyers.

ایده زندگی لوکس، خریداران خانه را اغوا می‌کند.

the festival entices families to come and enjoy.

جشنواره خانواده‌ها را به آمدن و لذت بردن ترغیب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید